سديد الدين محمد عوفى
371
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
تا « 1 » به در سرايى عالى رسيدم . پردهدار پرده برداشت « 2 » . با خود گفتم : نه همانا كه مرا با اين اسمال « 3 » و اطمار « 4 » در ميان اين جمع كبار « 5 » نگذارند ؟ چون همه « 6 » دررفتند « 7 » من نيز جرأتى كردم و درشدم و هيچكس « 8 » مرا منع نكرد « 9 » . سرايى ديدم عالىتر از قبهء فلك و فرش و اوانى مناسب . به گوشهاى بنشستم و از يكى كه در پهلوى من نشسته بود پرسيدم كه : اين سراى كيست و اين جمعيت براى چيست ؟ گفت : اين سراى فضل جعفر است كه از كبار آل برمك است و « 10 » چون خورشيد انورست « 11 » ، و موجب اين جمعيت عقدى است كه كريمهء خود را با يكى از اكفا « 12 » عقد مىبندد . چون « 13 » خاطب حاضر شد و خطيب خطبه بخواند و آن عقد « 14 » منعقد گشت ، خادمان مىآمدند و در پيش هركسى طبقى از زر مىنهادند . من با خود مىگفتم : نه « 15 » همانا كه مرا با اين بزرگان « 16 » برابر دارند . خود در مذهب كرم « 17 » آن حلالزادهء « 18 » متميّس « 19 » همطبقى « 20 » پيش من نهادند « 21 » و « 22 » كاغذها ديدم كه نثار كردند و آن قبالات « 23 » ضياع و عقار بود و هر كسى از آن برگرفتند و من نيز هم دو سه بهدست آوردم . و غرض آنكه « 24 » هركس كه آن قباله بگيرد آن ضياع و عقار ملك او شود . چون جماعت بازگشتند ، من خواستم
--> ( 1 ) مج - تا ( 2 ) مپ 2 - چون طفل نفس را . . . . پرده برداشت ( 3 ) متن و مپ 2 و بنياد : اسمار ( 4 ) متن و بنياد : اظهار مپ 2 - و اطمار ( 5 ) مپ 2 - اين جمع ( 6 ) متن - همه ( 7 ) مج : درآمدند ( 8 ) مپ 2 - هيچ كس ، مج : كس ( 9 ) مپ 2 : نكردند ( 10 ) مج - است و ( 11 ) مپ 2 - و چون خورشيد انور است ( 12 ) متن - از اكفا ، بنياد : از فرزندان كرام ( 13 ) متن - چون ( 14 ) مپ 2 - خاطب حاضر . . . . آن عقد ( 15 ) متن - نه ( 16 ) بنياد + و شناسانيان ( 17 ) بنياد : كرام ( 18 ) متن : جلال ( 19 ) متن - متميس ، مپ 2 : مثمر ، مج : تميز + حرام كه بود ، بنياد : متمير . تصحيح قياسى است ( 20 ) مج + از ( 21 ) مپ 2 : نهاد ( 22 ) مپ 2 + ديگر ( 23 ) مپ 2 : قباله ( 24 ) مپ 2 : غرض از آن آن بود