سديد الدين محمد عوفى

365

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بعد از سالى « 1 » ديدم كه بيامد « 2 » و سيصد دينار زر « 3 » سرخ برسانيد و گفت : خلف ابن احمد ترا سلام مىرساند و مىگويد كه شكر بر نعمت كنند و ثنا به اميد عطا گويند ، تو ما را « 4 » نديده « 5 » مدح گفته‌اى « 6 » ، هر بيتى را صد دينار سرخ « 7 » فرستاديم و هنوز مقصريم « 8 » كه ما با ديده « 9 » نكوكارى مىكنيم و تو ناديده « 10 » نكو گويى « 11 » كردى « 12 » . پس تو از ما كريم‌ترى . [ غلامى كه تلخى از دست خواجه چون شكر بخورد و بدين وسيله نعمت آزادى يافت ] حكايت ( 5 ) آورده‌اند كه مردى غلامى داشت خردمند ، روزى اين مرد با غلام « 13 » به باغى مىرفت در ميان باغ خيار بالنگى « 14 » پاك كرد ، نيمى به غلام داد و نيمى به جهت خود نگاه داشت تا بخورد . غلام به نشاط آن را « 15 » خوردن گرفت . چون خواجه « 16 » بچشيد تلخ بود گفت : اى غلام « 17 » خيار بالنگ بدين تلخى ترا دادم و به نشاط « 18 » بخوردى « 19 » و به رغبت به كار بردى . گفت : اى خواجه از دست تو شيرين و چرب « 20 » بسيار خوردم شرم داشتم كه بدين قدر تلخى از خود اثر كراهيت ظاهر كنم . خواجه گفت « 21 » چون شكر نعمت چنين مىگزارى ترا در « 22 » بندگى نگذارم ، آزادش كرد « 23 » و بدين آزادمردى به سعادت آزادى رسيد . [ مرد بىدست و پا و چشم كه شكر مىكرد و مىگفت : سپاس خداى را كه جمله آلت‌هاى گناه از من بستد و به‌عوض آن اسباب معرفت عطا فرمود ] حكايت ( 6 ) كعب اخبار « 24 » رضى اللّه عنه « 25 » مىگويد وقتى در

--> ( 1 ) مج + چند ( 2 ) متن : آمد ، مج : نزديك من آمد ( 3 ) مج - زر ( 4 ) مپ 2 + هيچ ( 5 ) مج : ناديده ( 6 ) مج : گفتى ( 7 ) مج - سرخ ( 8 ) مپ 2 : تقصير كرده‌ايم ( 9 ) متن : داده ، مپ 2 : ترا ناديده ( 10 ) مپ 2 + ما را ( 11 ) متن - گويى ( 12 ) مپ 2 : نكو گفتى ( 13 ) متن : آن غلام با مردى ( 14 ) مپ 2 : با دلنگى ، مج : با درنگى ( 15 ) متن : آن را به نشاط ( 16 ) مج + خيار با درنگ ( 17 ) مج + آن ( 18 ) مپ 2 + تمام ( 19 ) متن و مپ 2 : خوردى ( 20 ) متن و مپ 2 : شيرينى و چربى ( 21 ) متن + كه ( 22 ) مج + بند ( 23 ) مپ 2 - آزادش كرد ( 24 ) مپ 2 : گفت الاحبار ( 25 ) بنياد - رضى اللّه عنه