سديد الدين محمد عوفى

12

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

جمله سوگند خوردى ؟ و چون بر مطالبت تو تشديدى « 1 » واجب ديدم چندين « 2 » مال حاصل كردى . اين مال از كجا آورده‌اى ؟ يحيى صورت حال باز گفت و تفصيل آن اوام « 3 » عرضه داشت . مأمون ساعتى دير سر در پيش افكند « 4 » و عرق حيا ديدم كه در پيشانى وى پديد آمد « 5 » . آنگاه سر برآورد و گفت : آن « 6 » مال به تمامت « 7 » به تو بخشيدم . و يحيى خدمت كرد و جماعت « 8 » گفتند كه : اين مال « 9 » خطيرست اگر امير المؤمنين « 10 » بر وجه « 11 » قرض از وى بگيرد و به آهستگى به وى رسانيده آيد آخر « 12 » خزينه را توفيرى بود . مأمون گفت : شرم دارم « 13 » كه بندگان دولت من در كرم به من سبقت « 14 » نمايند ، و حيا مرا مانع آيد كه چيزى كه بخشيدم بدان رجوع كنم . پس يحيى مال را در تصرف آورد و آنچه از دوستان اوام كرده بود بگزارد و باقى مال كه بماند از آن « 15 » عيشى خوش گذرانيد . و اين حيا كه در نتيجهء كرم او موجود « 16 » بود در ذات امير المؤمنين موجود بود [ تأثر امام سجاد عليه السلام از سخن دخترك شش سالهء ايشان ] حكايت ( 7 ) آورده‌اند كه زين العابدين « 17 » را پسرى بود طفل . روزى او را در كنار گرفته بود « 18 » و مىنواخت و شفقت مىكرد « 19 » . دختركى « 20 » داشت شش ساله ، گفت : اى پدر او را دوست مىدارى ؟ گفت : آرى . دخترك « 20 » گريان گشت . زين العابدين « 21 » پنداشت كه آن دختر از غيرت مىگريد . سر او را در كنار گرفت

--> ( 1 ) مپ 2 و بنياد : تشددى ( 2 ) بنياد : چندينى . ( 3 ) بنياد + براستى . ( 4 ) مپ 2 - و تفصيل آن اوام عرضه داشت مپ 2 : افكنده . ( 5 ) مپ 2 : عرق حيا بر جبين او ظاهر شد ، بنياد : عرق حيا در جبين او پديد آمد . ( 6 ) مپ 2 و بنياد : اين . ( 7 ) مپ 2 : تمام ، بنياد : بالتمام + و كمال . ( 8 ) مپ 2 و بنياد : جماعتى . ( 9 ) مپ 2 و بنياد : مالى ( 10 ) متن : مأمون ، بنياد : امير . ( 11 ) مپ 2 : به سبيل . ( 12 ) مپ 2 - آخر . ( 13 ) بنياد : داريد . ( 14 ) مپ 2 : مسابقت ( 15 ) - متن : باقى مال كه از آن وى بود ( 16 ) - مپ 2 : وجود ( 17 ) بنياد : يكى از عباد . ( 18 ) مپ 2 : گرفت . ( 19 ) مپ 2 - و شفقت مىكرد . ( 20 ) متن : دخترى . ( 21 ) بنياد : او .