سديد الدين محمد عوفى

350

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

آدميان و ستوران را مىكشتند « 1 » و آن ديه نزديك بود كه از شر آن شيران « 2 » خراب شود « 3 » . اهل آن ديه به نزديك وى آمدند و گفتند : تو بزرگتر « 4 » و مقدّم بر « 5 » مايى و ما از رنج آن دو شير « 6 » به جان آمديم مىخواهيم كه حشرى « 7 » كنيم « 8 » و اين شيران را بكشيم « 9 » تو چه صواب مىبينى « 10 » ؟ او گفت : مصلحت « 11 » صبرست . اگر درين رنج صبر كنيد باشد كه خداى عز و جل شما را ازين بلا فرج دهد « 12 » و اگرنه ، عاقلان دانند كه شكار شير و استعمال شمشير هر دو از آن روستائيان « 13 » نباشد . ايشان بدان بلا صبر كردند و از قضا در « 14 » آن هفته پادشاه ولايت بدان طرف به شكار آمده بود و « 15 » او را اعلام دادند كه درين موضع جفتى شير مسكن ساخته‌اند « 16 » و ولايت از ستوران « 17 » بپرداخته . پادشاه در طلب ايشان « 18 » مبالغت نمود و هردو را بكشت . ابو صابر اهل ديه را گفت : بديديد كه « 19 » ثمرهء صبر « 20 » بىضررى به شما رسيد ، و اگر شما به نفس خود « 21 » قيام نموديد « 22 » بسيار كس « 23 » از شما خسته و كشته شدى و غرض بحصول نيامدى « 24 » . و چون روزى چند برآمد عاملى از ديوان پادشاه براى تحصيل مال بدان طرف آمد و خلق را به مصادره كردن و مواضعه گران بار كرد و ظلم و تعدى بسيار « 25 » واجب داشت . جماعتى از جوانان بىباك ناگاه « 26 » شبى « 27 » بيامدند و عامل را بكشتند و بگريختند . اهل آن ديه به نزديك ابو صابر

--> ( 1 ) مپ 2 : آدمى و سواران را مىكشت ( 2 ) مپ 2 : نزديك بود كه آن ديه از شرر شير ( 3 ) مج + و ويران گردد ( 4 ) مپ 2 : بزرگ ( 5 ) مپ 2 و مج و بنياد - بر ( 6 ) مپ 2 : اين شير ( 7 ) متن : خيرى ( 8 ) مپ 2 : چيزى انديشى ( 9 ) متن : و آن شير را دفع كنيم و بكشيم ، مپ 2 : كه اين شير را دفع كنى ( 10 ) مپ 2 - تو چه صواب مىبينى ( 11 ) مج : مذهب من ( 12 ) مج : آرد ( 13 ) مج : استعمال شمشير كار هر روستائى ( 14 ) متن و مج - از قضا در ( 15 ) مج : جماعتى ( 16 ) مپ 2 : دارند ، مج : ممكن ساخته‌اند ( 17 ) مپ 2 + و حيوان ( 18 ) مپ 2 : آن ( 19 ) متن - كه ( 20 ) متن + كه ( 21 ) مج : خويش ( 22 ) مج : اقدام مىنموديد ( 23 ) مپ 2 : بسا خلق كه ( 24 ) مپ 2 : تپيوستى ، مج نانجاميدى ( 25 ) مپ 2 - بسيار ( 26 ) مج - ناگاه ( 27 ) مج : شبانگاه