سديد الدين محمد عوفى
344
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
و از پس ظلمت شب غم صبح شادمانى « 1 » طلوع كند و از جايى كه من و تو اميد نمىداريم عز و دولتى « 2 » كه ما حى « 3 » ذل و محنت شود « 4 » جمال نمايد . او « 5 » مىگويد كه چون اين ابيات بخواندم از آن فال گرفتم و در من قوت و قدرت « 6 » و نشاطى ظاهر شد و اين ابيات به جواب آن رقعه بنوشتم شعر صبّرتنى و وعظتنى « 7 » و انالها * و ستنجلى « 8 » بل لا اقول لعلّها و يحلّها من كان صاحب عقدها * ثقة به اذ كان يملك حلّها گفتى كه صبر كن كه ز « 9 » تلخى طعم صبر * كام ترا « 10 » ز كام مذاق شكر دهد من صبر مىكنم باميد فرج مقيم « 11 » * چون واثقم كه دوحهء « 12 » آن صبر بردهد « 13 » پس سليمان گفت كه هنوز نماز خفتن نكرده بودم كه « 14 » از آن حبس خلاص يافتم و رايت رفعت من بالا گرفت و كار من از حضيض محنت به اوج رفعت مترقى شد و سبب خلاص من آن بود كه آن رقعهء برادرم و جواب
--> ( 1 ) مپ 2 : شادى ( 2 ) مپ 2 : دولت ( 3 ) مج : ماهى ( 4 ) مپ 2 + زود ( 5 ) مپ 2 و مج - او ( 6 ) متن + الهى شكر نعمتها پرسيدم كه سبب اين جمله چيست و موجب آن شكر كدامست گفت اول مرا نصيحت كردى و گفتى اى برادر شكر كن كه بسيار بد باشد از بد بتر من از غايت قلق و ضجرت سخن تو استماع نكردم و نصيحت ترا قبول نيفتاد تا روز ديگر بر فلان چاه فرستادند اضطراب من زيارت شد و شكايت بيش كردم روز ديگر بيامد و مرا با يكى از محبوسان ديگر طويله زنجير كردند و من تا به حدى مضطرب شدم كه كلمات كفر بر زبان من برفت ( 7 ) مپ 2 : و وعدتنى ( 8 ) متن : لتنجلى ( 9 ) مپ 2 : تو كه ( 10 ) مپ 2 : از ( 11 ) متن سه مصرع فارسى را فاقد است ( 12 ) متن و مپ 2 : درجه ( 13 ) متن : آن صبر برهد ، مپ 2 : صبر بر شيرين دهد ( 14 ) مپ 2 + مرا بشارت دادند و