سديد الدين محمد عوفى

330

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بن مزيد الشيبانى را نامزد حرب او كرد ، هم « 1 » منهزم شد . پس مأمون عبد اللّه طاهر را به حرب او فرستاد و عبد اللّه با استعدادى هرچه تمام‌تر روى به محاربت او آورد و مدتى حرب ميان ايشان قايم شده بود « 2 » تا به آخر « 3 » نصر بن شبث عاجز شد و از عبد اللّه طاهر امان خواست . و عبد اللّه او را امان داد « 4 » و او را با ياران او « 5 » به نزديك امير المؤمنين فرستاد و امير المؤمنين او را بنواخت و اعزاز فرمود و « 6 » از در سراى خلافت بيرون آمد و خواست تا سوار شود ، و در آن حال پير شده بود و ضعيف گشته « 7 » ، دو كس بازوى او بگرفتند و او را سوار كردند . يكى از حاضران گفت : عجب كاريست « 8 » دو كس را « 9 » مىبايد « 10 » تا « 11 » نصر را « 12 » سوار كنند ، او را چه قوت باشد ! نصر بشنود و گفت : آرى دو كس بايد تا مرا سوار كنند اما هزار كس ببايد « 13 » تا مرا فرود آرند و اين بيت بخواند . بيت در مرد غلط مكن چو « 14 » تنها بينى * پشت سپه‌گران سوارى بايد [ گلاويز شدن معتصم با شيرى و انداختن او ] حكايت ( 7 ) و در تاريخ مطالعه افتاده است كه از خلفاى بنى العباس هيچكس را آن شجاعت « 15 » نبوده است « 16 » كه « 17 » امير المؤمنين معتصم را ، و « 18 » در « 19 » كمال قوت به درجه‌اى بوده است كه هيچكس مثل آن نشان نداده است « 20 » .

--> ( 1 ) مج : هردو ( 2 ) مپ 2 : بود ، مج : شد ( 3 ) مپ 2 - به آخر ( 4 ) مپ 2 - و عبد اللّه او را امان داد ( 5 ) مپ 2 - او ( 6 ) مج و بنياد : روزى ( 7 ) مپ 2 - وضعيت گشته ، مج - گشته ( 8 ) مپ 2 - دو كس باروى او بگرفتند . . . . عجب كاريست ( 9 ) مج - را ( 10 ) مپ 2 : مىبايست ( 11 ) مج - تا ( 12 ) متن - را ( 13 ) مچ 2 و مج : بايد ( 14 ) بنياد : كه ( 15 ) متن - شجاعت ( 16 ) مپ 2 - را آن شجاعت نبوده است ( 17 ) مپ 2 : از ( 18 ) متن - را ، مپ 2 - را و ( 19 ) مپ 2 : با ( 20 ) مپ 2 - كه هيچكس مثل آن نشان نداده است