سديد الدين محمد عوفى

323

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

فانجيت أسرى مذحج من هوازن * و لم ينجهم الا السكينة و الصبر و نادوا جميعا حلّ عنّا و ثاقنا * أخا البطش انّ الأمر يحدثه الامر فزيد و عمرو و الحسين و مالك * و وهب و سفيان و سابعهم و بر [ جنگ حضرت امير ع با عمرو بن عبدود و كشته شدن وى بر دست آن حضرت ] حكايت ( 3 ) اتفاق جمهورست « 1 » كه در نوبت « 2 » اسلام هيچ‌كس مثل امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه داد مبارزت نداد و يكى از وقايع او كه زبان ايام به ذكر آن « 3 » گردان « 4 » است كشتن عمرو بن عبدود بود . و اين عمرو از سواران عرب و مردان كار « 5 » و دليران روزگار « 6 » بود و در ميدان محاربت از بيم « 7 » تيغ او آفتاب سپر بينداختى و روى مرگ در آيينهء شمشير خويش معاينه به خصمان نمودى « 8 » . روز حرب بدر « 9 » در موافقت « 10 » كفّار به كارزار حاضر آمده بود و در آن حرب او را زخمى رسيده بود و مجروح گشته « 11 » . روز حرب احد به‌سبب آنكه جراحت او مندمل شده بود حاضر نيامد « 12 » . چون احزاب جمعيت « 13 » كردند و مدينه را محصّر « 14 » گردانيدند « 15 » عمرو بن عبدود سواران خويش را « 16 » عرض داده بود « 17 » و بر خود و جوشن

--> ( 1 ) مج + علما ( 2 ) متن - نوبت ، مج + دولت ( 3 ) متن : او ( 4 ) مپ 2 : ناطق ( 5 ) مپ 2 - و مردان كار ( 6 ) مب 2 : وقت ، مج : نامدار ( 7 ) مج - بيم ( 8 ) متن و مپ 2 : معاينه بديدى ، بنياد - و روى مرگ . . . . نمودى ( 9 ) متن : به ( 10 ) متن : موقف ، مپ 2 : صف ( 11 ) مج : گشت ( 12 ) متن و مپ 2 - حاضر نيامد ، مج : نيامده بود . ( 13 ) مج و بنياد : جمعيتى ( 14 ) متن : محض ، مپ 2 : مخلص ( 15 ) مج : گردانيده ( 16 ) متن و مج - را ، ( 17 ) مج : بدان لشكر حاضر آمده بود