سديد الدين محمد عوفى

299

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بخل « 1 » كرد و بعد از آن با مهمانان برآمدى « 1 » و نان سير « 2 » بخوردى « 3 » . [ ميهمانى شيخ احمد خضرويه و سخن زن او ] حكايت ( 13 ) شيخ احمد خضرويه رحمة اللّه عليه روزى مرعيال خود را مىگويد « 4 » كه مىخواهم « 5 » كه فلان‌كس را كه از معارف « 6 » شهرست مهمان كنيم « 7 » . زن گفت : او مردى بزرگ است و ما را « 8 » اسباب ضيافت او از « 9 » كجا به دست آيد ؟ اما چون هراينه « 10 » او را بخواهى آورد بايد كه گاوى و گوسفندى و خرى « 11 » بسمل كنى . احمد گفت ، كشتن گاو و گوسفند مىدانم كه به جهت مهمان باشد « 12 » ، اما حكمت در كشتن خر چيست ، زن گفت : در دعوت « 13 » كريمان « 14 » بزرگان دست « 15 » بر نمك زنند واجب كند كه سگان محلت را « 16 » نيز دندانى چرب كنند . [ غلامى كه در سفره انداختن تأخير كرد و در پاسخ عتاب مولاى خود گفت : دريغ آمدم كه موران در سفره رفته را از نان‌ريزه‌ها محروم كنم ] حكايت ( 14 ) وقتى جماعتى جوانمردان به مهمانى « 17 » عزيزى « 18 » شدند . ميزبان غلام را گفت كه : سفره « 19 » بياور . و غلام سفره « 20 » دير مىانداخت « 21 » . خواجه از غلام گرفته‌خاطر شد و در روى مهمانان خجل گشت « 22 » . چون ساعتى برآمد غلام سفره بياورد « 23 » خواجه پرسيد كه « 24 » چرا دير آمدى « 25 » ؟ غلام گفت : بند سفره گشاده بودم « 26 » و موران در آنجا افتاده بودند ادب

--> ( 1 ) مپ 2 و مج و بنياد : تا مهمان نيامدى ( 2 ) مج و بنياد - سير ( 3 ) مپ 2 و مج و بنياد : نخوردى ( 4 ) مپ 2 : مىگفت ، مپ 2 : گفت ( 5 ) بنياد : مىخواهى ( 6 ) مج : معروفان ، بنياد : معتبران ( 7 ) مج : دارم ، بنياد : كنم ( 8 ) مپ 2 - را ( 9 ) متن - از ( 10 ) بنياد - هر آينه ( 11 ) مج و بنياد + را ( 12 ) متن : كه چيست ، مپ 2 و بنياد - به جهت مهمان باشد ( 13 ) متن و مپ 2 و بنياد - در دعوت ( 14 ) متن و مپ 2 و بنياد + و ( 15 ) مج و بنياد : انگشت ( 16 ) مج و بنياد - را ( 17 ) مپ 2 : به مهمان ، مج و بنياد : مهمان ( 18 ) متن : زنى ، مج و بنياد : مرد عزيزى ( 19 ) مج + طعام ( 20 ) مج - سفره ( 21 ) مج : بياورد ( 22 ) مپ 2 - و در روى مهمانان خجل گشت ، مج - خواجه از غلام . . . گشت ( 23 ) مج - چون ساعتى . . . . بياورد ( 24 ) مپ 2 + سفره ، مج : خواجه آغاز كرد كه ( 25 ) مپ 2 : آوردى ( 26 ) مج : شده بود