سديد الدين محمد عوفى
6
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
باب اوّل از قسم دوم در فضيلت حيا و ذكر آن چنين حكايت كنند « 1 » غواصان درياى تفسير در معنى اين آيت « 2 » كه حق جل جلاله « 3 » خبر مىدهد در قصهء زليخا و يوسف عليه السلام . قوله تعالى « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ » آن بود « 4 » كه بتى بود در حجرهء زليخا ، چون زليخا قصد يوسف كرد و خواست كه تشنگى دل سوخته را از چشمهء حيات دهان « 5 » جانان تسكينى « 6 » دهد بتى در گوشهء آن خانه نهاده بود « 7 » ، زليخا جامه « 8 » بر روى آن بت پوشيد . يوسف عليه السلام گفت : چه مىكنى ؟ گفت : از وى شرم دارم « 9 » كه در پيش وى معصيت كنم . يوسف گفت : پس اولىتر مرا
--> ( 1 ) متن - چنين حكايت كنند . ( 2 ) بنياد + آوردهاند ( 3 ) مپ 2 و بنياد : آفريدگار تبارك و تعالى ( 4 ) مپ 2 : معنى آنست كه . ( 5 ) متن : دهانش . ( 6 ) بنياد : تسلى . ( 7 ) مپ 2 - بتى در گوشهء آن خانه نهاده بود . ( 8 ) بنياد : جامهاى . ( 9 ) بنياد + و از ميدان قصد وطريان او مىگريزم و حيا مرا مانع مىآيد .