سديد الدين محمد عوفى
289
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
اگر جز اين كردى « 1 » ترا ادب كردمى و اكنون تحسين « 2 » بىاحسانى نيكو نسزد « 3 » ، ترا ده هزار دينار فرمودم « 4 » . و آن يك مروت كه او بكرد نام او در جريدهء اسخيا مثبت گشت و بر روى روزگار يادگار ماند . [ باور نكردن مرد اعرابى سخنان مهدى خليفه را ] حكايت ( 4 ) آوردهاند كه يك روز « 5 » امير المؤمنين مهدى به شكار رفته بود و « 6 » در پى شكارى بتاخت « 7 » و از حشم دور افتاد و لشكر « 8 » او را درنيافتند « 9 » . ناگاه به خيمه اعرابيى رسيد و گرسنه شده بود و روز گرم گشته ، گفت : اى اعرابى مهمان خواهى ؟ گفت : خواهم ، اگر « 10 » به آنچه هست « 11 » قانع باشى و عيب نگيرى . گفت : برو و آنچه هست برفور « 12 » بياور . پارهاى ماست داشت بياوردند و بخوردند گفت « 13 » : اين سخت « 14 » نيكو بود ديگر چيست « 15 » . سكورهء « 16 » شراب داشت در پيش آورد و قدح پر كرد و بخورد و قدحى « 17 » پر كرد و به امير داد « 18 » . دركشيد « 19 » ، آنگاه اعرابى را گفت : مرا مىشناسى ؟ گفت : نى . گفت : من از « 20 » خواصّ مهدىام . اعرابى گفت : شايد و روا بود . چون قدحى ديگر بخورد گفت : اى اعرابى « 21 » ، مرا مىشناسى ؟ گفت : مىگفتى من از خواص مهدىام « 22 » گفت نى : من از جمله سپهسالاران امير المؤمنين مهدىام . اعرابى گفت : روا باشد و تواند بود . چون ساعتى ديگر برآمد و قدحى ديگر بخورد گفت : اى اعرابى مرا مىشناسى ؟ گفت : چه دانم يك بار گفتى من از خواص مهدىام و ديگر گفتى از سپهسالاران ويم
--> ( 1 ) متن + من ( 2 ) متن - تحسين ( 3 ) مج و بنياد : نبود ( 4 ) مپ 2 - و اكنون تحسين بى . . . . دينار فرمودم ( 5 ) مپ 2 : روزى ( 6 ) مج : از قضا ( 7 ) مپ 2 - و در پى شكارى بتاخت ( 8 ) متن : لكن ( 9 ) مپ 2 - و لشكر او را درنيافتند ( 10 ) متن - خواهم اگر ( 11 ) متن : خواهى ( 12 ) مپ 2 - بر فور ( 13 ) مج + نيكوست ديگر چه دارى پارهاى شير داشت بياورد و بخورد گفت ( 14 ) مج - اين سخت ( 15 ) مج + بيار ( 16 ) مپ 2 و و مج و بنياد : كوزه ( 17 ) متن - و قدحى ( 18 ) مج + امير المؤمنين ، بنياد + مهدى ( 19 ) مپ 2 - و قدحى پر كرد . . . دركشيد ( 20 ) مپ 2 - از ( 21 ) مپ 2 - اى اعرابى ( 22 ) متن و مپ 2 - مىگفتى من از خواص مهدىام