سديد الدين محمد عوفى

287

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

ما نشست از مروت نباشد بعد ازين او را رنجانيدن : [ رفتن مأمون و معتصم به ميهمانى على بن هشام ] حكايت ( 3 ) على بن هشام مردى بامروت و مهمان‌دوست بود « 1 » و از معارف حضرت امير المؤمنين مأمون بود « 2 » و معتصم « 3 » با او بد بودى « 4 » . روزى « 5 » امير المؤمنين مأمون « 6 » را « 7 » معتصم « 8 » بر آن داشت كه امروز بعد از آن كه على بن هشام چاشت خورده بود « 9 » به مهمانى او رويم و امتحان كنيم تا حدّ او در مروت پديد آيد . هم‌چنان كردند . امير المؤمنين مأمون و معتصم و عبد الوهاب در خدمت ايشان بود « 10 » ، چاشتگاهى به نزديك او آمدند و على بن هشام چون ديد كه امير المؤمنين به وثاق او آمد « 11 » در پيش دويد و خدمت كرد . ايشان گفتند كه امروز چاشت به وثاق تو خواهيم خورد « 12 » . او خدمت كرد و « 13 » گفت يا امير المؤمنين « 14 » من ناهارى « 15 » كرده‌ام و چيزى نمانده است كه لايق بندگان امير المؤمنين « 16 » باشد . مأمون گفت : تكلّف شرط نيست ، آنچه حاضرست ببايد آورد . و على بن هشام را رسمى بود كه از همه نوع « 17 » پيوسته چند گونه « 17 » حلواها « 18 » در مطبخ او ساخته بودى « 19 » چنان‌كه هرگاه كه حاجت بودى « 20 » بسيار بياوردندى « 21 » . و ديگر عادت مطبخيان او آن بود كه پيوسته « 22 » ديگ « 23 » بر « 24 » ديگدان ايشان « 25 » بودى و آتش

--> ( 1 ) متن : بوده است ( 2 ) مج و بنياد - بود ( 3 ) مج + عبد الوهاب كه ( 4 ) بنياد : بود ، مج : بوده ( 5 ) مپ 2 + مزاح ( 6 ) متن - مأمون ( 7 ) مپ 2 - امير المؤمنين مأمون را ، مج + و ( 8 ) مپ 2 + را ( 9 ) مج : باشد ( 10 ) مج - در خدمت ايشان بود ( 11 ) مپ 2 - چون ديد كه . . . آمد ( 12 ) مج - در پيش دويد و خدمت . . . . خواهيم خورد ( 13 ) مج - او خدمت كرد و ( 14 ) متن - يا امير المؤمنين ( 15 ) همه نسخه‌ها نهارى ، تصحيح قياسى است ( 16 ) مپ 2 : شما ( 17 ) مپ 2 : پيوسته چند گونه ( 18 ) مپ 2 - ها ( 19 ) مپ 2 و مج : بودندى ( 20 ) مج : شدى ( 21 ) مپ 2 - چنان‌كه هرگاه . . . بياوردندى ( 22 ) متن : هرگاه كه ، مج : هر ( 23 ) مج : يك ( 24 ) مپ 2 : در ( 25 ) مپ 2 - ايشان