سديد الدين محمد عوفى

244

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

مال و به آخر جان‌كندن « 1 » به فرمان ذو الجلال بر وى دشوار نيايد . باز چون بخيل « 2 » به درجه‌اى بود « 3 » كه اگر مثلا فرزند او به مال او « 4 » دست دراز كند در خون او سعى نمايد رضاى او به حكم « 5 » بارى به تسليم نفس و مال و ترك « 6 » زن و فرزند « 7 » و جان بر سرى « 8 » چگونه صورت بندد ! و « 9 » چون راضى نبود ساخط بود ، و چون ساخط بود « 10 » آن « 11 » سخط او را به كفر كشد چنان كه خداى عز و جل مىفرمايد ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ . به نزديك عقلا روشن است كه سخا ساتر عيوب است « 12 » و جوانمردى همه عيب‌هاى آشكار « 13 » را بپوشاند و بخل همه هنرهاى ظاهر را « 14 » عيب نمايد « 15 » و اكنون ما در اين باب حكايت « 16 » اسخيا بياريم تا هر كه در بستان اين كتاب طواف كند از لذت ميوه‌هاى « 17 » سخاوت بىبهره نماند . بيت احرار « 18 » جهان بندهء نيكوكارند * حق تو به نيك و بد فرو نگذارند با جود تو عيبت به هنر بردارند * وز بخل هنرهاى تو عيب انگارند

--> ( 1 ) مج و بنياد : و مال در آخر حال ( 2 ) مج و بنياد + در دوستى مال ( 3 ) متن - بود ( 4 ) متن و مپ 2 - او ( 5 ) مج + فرمان ، بنياد + و فرمان ( 6 ) متن و مپ 2 - ترك ( 7 ) مج - و فرزند ( 8 ) متن و مپ 2 و مج : بر سر ( 9 ) متن و مج و بنياد - و ( 10 ) مپ 2 - چون ساخط بود ( 11 ) متن : اين ( 12 ) متن - ساتر عيوب است ( 13 ) مپ 2 : ظاهر ( 14 ) متن و مپ 2 - را ( 15 ) مج + چنان كه گفته‌اند نظم : احرار جهان بندهء نيكوكارند ، حق تو به نيك و بد فرو نگذارند . با جود تو عيب به هنر بردارند ، وز بخل هنرهاى تو عيب انگارند ، بنياد + رباعيه : عدلست كه رهبر ظفرها باشد ، جود است كه مايهء ضررها باشد . جودست كه پرده‌پوش ، هر عيب بود ، بخل است كه سرپوش هنرهاى باشد ( 16 ) مپ 2 و مج و بنياد : حكايات ( 17 ) مپ 2 و مج : ميوه ( 18 ) متن و مپ 2 : آخرار