سديد الدين محمد عوفى

238

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

جمله اهل كشتى آن مرد را بدان « 1 » تجارت ملامت كردند و گفتند كه مال خود ضايع كردى . آن مرد از سر يقينى « 2 » كامل و ثقتى « 3 » مستحكم گفت « 4 » من از « 5 » فايدهء اين « 6 » تجارت و ربح اين « 6 » بازرگانى نوميد نيستم و يقين من « 7 » وثوقى « 8 » تمام « 9 » دارد كه ثمرهء آن به من رسد . چون روزى چند برفتند « 10 » ناگاه روزى نكباء « 11 » سخت « 12 » برآمد « 13 » و روى « 14 » دريا « 15 » در اضطراب آورد و كشتى بشكست و اهل آن غرق شدند « 16 » و آن جوانمرد بر تخته پاره‌اى بماند . گاه از تورّد « 17 » موج دريا به « 18 » زمين مىرسيد « 19 » و گاه از تهور « 20 » حركات باد آبش بر فرق كيوان مىنشاند تا آخر هادى « 21 » فضل آفريدگار آن بيچاره « 22 » را بر آن تخته‌پاره بماند و « 23 » به « 24 » جزيره‌اى رسانيد . از دريا برآمد و گرد آن جزيره طوفى « 25 » مىكرد ناگاه در ميان جزيره قصرى ديد رفيع و منظرى عالى و دخترى بر آن منظر نشسته كه آب دريا طراوت از رخ زيباى او مىگرفت « 26 » و هوس لب لعل شيرين او شور « 27 » در دل بحر اخضر مىانداخت « 28 » . برفت « 29 » و بر آن دختر سلام كرد « 30 »

--> ( 1 ) مپ 2 : از آن ( 2 ) متن و مپ 2 : نفسى ( 3 ) متن و مپ 2 : يقينى ( 4 ) متن - گفت ( 5 ) متن : ازين ، مپ 2 - من ( 6 ) متن : آن ( 7 ) مپ 2 : به يقين خود ( 8 ) مج : وثقى ( 9 ) بنياد - تمام ( 10 ) مپ 2 : بگذشت ( 11 ) متن : يك باد ، مپ 2 : بادى ، مج : باد نكبا ، بنياد : باد نكبات ، تصحيح قياسى است ( 12 ) مج و بنياد - سخت ( 13 ) مج : در اهتياب آمد ، بنياد : در جنبش آمد . ( 14 ) مپ 2 - روى ( 15 ) مج - شدند ( 16 ) مج و بنياد + را ( 17 ) متن بود و ضبط كرده است كه مسلما همان تورد است كه در بالا نوشتيم ، مج : توارد ، بنياد : مورد ، ( 18 ) مج + حضيض ( 19 ) مج : مىرسيدى ( 20 ) متن : شهور ( 21 ) - مج : مىفشاندى ، مپ 2 - گاه از تورد . . . آخر هادى ( 22 ) مج + آواره ( 23 ) مپ 2 : او را دريافت ، مج - بر آن تخته‌پاره بماند و ( 24 ) متن : بر ( 25 ) مپ 2 و مج : طوف ( 26 ) مپ 2 : مىبرد ( 27 ) متن : سوز ( 28 ) مج و بنياد + را وى مىگويد ( 29 ) مج و بنياد : بيامدم ( 30 ) مج و بنياد : گفتم