سديد الدين محمد عوفى
236
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
چون شب درآمد آن مرد همسايه و زن زاهد به صحرا رفتند و در زير آن درخت تفتيش كردند و آفتابهء پر زر بيافتند و برداشتند ، چون به خانه رسيدند زن زاهد او را گفت : به خانهء ما آى تا قسمت كنيم . مرد همسايه گفت : به خانهء ما بايد رفت . ميان ايشان در آن باب « 1 » مضايقت رفت « 2 » . زن به طلب چراغ به خانه درآمد . مرد همسايه فرصت يافت « 3 » و زرها به « 4 » خانه برد و بر عزم خيانت « 5 » سر آفتابه بگشاد . حق تعالى آن زرها « 6 » در نظر او همه « 7 » مار و كژدم « 8 » نمود . مرد « 9 » همسايه در خشم شد و گفت كه در شب تاريك مرا به جهت مار و كژدم به صحرا فرستاد « 10 » همانا كه با من غدرى « 11 » كرده است « 12 » و من مكافات آن بكنم . و اين « 13 » جمله ماران و كژدمان « 14 » در خانهء ايشان « 15 » فرو ريزم تا ايشان را هلاك كند . پس هم در شب به بام خانه درآمد و « 16 » آن آفتابه در درون خانهء زاهد فروريخت « 17 » . اكرم الاكرمين آن « 18 » زرها را « 19 » روزى ايشان كرده بود و از تصرف غير « 20 » نگاه داشت . شوهر زن را گفت : كه بسيار اضطراب مكن ، برو و زرها « 21 » برگير كه اين « 22 » همه تكاپوى كه كردى بىفايده بود و آنچه خداى « 23 » روزى بنده كرده است بى « 24 » طلب « 25 » برساند « 26 » .
--> ( 1 ) مپ 2 - در آن باب ( 2 ) مج : رفته ( 3 ) مج : يافته ( 4 ) مپ 2 و مج : در ( 5 ) مپ 2 - بر عزم خيانت ( 6 ) مپ 2 : زر را ( 7 ) مپ 2 - همه ( 8 ) مج : مارها و كژدمها ( 9 ) مج - مرد ( 10 ) مپ 2 : برد ، مج : مىبردست ( 11 ) مپ 2 : كه غدرى با من ( 12 ) مپ 2 : كرد ( 13 ) متن : آن ( 14 ) مپ 2 : مار و كژدم ( 15 ) مپ 2 : به خانهء او ( 16 ) مپ 2 - به بام خانه درآمد ( 17 ) مپ 2 : ريخت ، مج : آفتابه را در وزن ايشان ريخت ( 18 ) مج + همه ( 19 ) مپ 2 - را ( 20 ) مج : غيرى ( 21 ) مج + را ( 22 ) مپ 2 و مج : آن ( 23 ) مج : خداوند + تعالى در ازل ( 24 ) مج + تعب ( 25 ) مج + به بنده ( 26 ) مج + چنان كه شاعرى درين باب گفته است .