سديد الدين محمد عوفى

230

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

هيچ‌چيز نيست و بر من توكل كن كه بازگشت تو « 1 » به « 2 » من خواهد بود . چون امير عادل اين حديث از آن امام استماع كرد آن را « 3 » به سمع قبول اصغا فرمود و « 4 » بناى كارهاى خود بر آن نهاد و همواره نصرت « 5 » در نماز شب طلبيدى و پيروزى « 6 » در آن دانستى تا آنگاه كه سلطان محمود ماضى « 7 » دررسيد و مخايل « 8 » سعادت در وى پديد آمد « 9 » . او را به نزديك آن عالم فرستاد . باز همان « 10 » خبر « 11 » با « 12 » وى روايت كرد ، و سلطان محمود آن را از وى قبول كرد و مقتداى خود ساخت تا آن‌روز « 13 » كه ديگر روز با خان تركستان مصاف خواست كرد بر در بلخ . نيم‌شب برخواست و آب گرم طلبيد نيافت و به آب سرد غسل آورد « 14 » و آن‌شب برف مىباريد و نفس در هواى از سردى مىفسرد « 15 » و چون « 16 » غسل كرد به سر سجاده آمد و تا به روز به نماز مشغول شد « 17 » . او را گفتند : كه فردا كارزار مىبايد كرد امشب « 18 » خود را آسوده دار . گفت : مرا امشب كار مىبايد كرد باقى « 19 » فردا كار خدايست ، به دست من هيچ نيست . و بر سر سجاده بود تا آنگاه كه روز روشن شد « 20 » و فرض نماز بامداد بگذارد و روى سوى آسمان كرد و گفت : الهى از ما دو فريق « 21 » هركس « 22 » كه « 23 » بندگان ترا « 24 » بهتر « 25 » خواهد بود « 26 » او را نصرت ده . چون ازين مناجات

--> ( 1 ) مپ 2 : همه ( 2 ) متن : بر ( 3 ) متن : اثر آن ( 4 ) مپ 2 - آن را به سمع . . . فرمود و ( 5 ) مج و بنياد را ( 6 ) مج و بنياد + خود ( 7 ) مج - ماضى ( 8 ) مپ 2 : محاسن ( 9 ) مج : در وى بديد ( 10 ) مج : تا همين ( 11 ) مپ 2 : حديث ( 12 ) مپ 2 : به ( 13 ) مج : شب ( 14 ) متن - بر در بلخ . . . سرد غسل آورد ( 15 ) مج : بيفشرد ، مپ 2 - و نفس در . . . فسرد ( 16 ) متن و مج + به آب سرد ( 17 ) مپ 2 و مج : بود ( 18 ) مپ 2 - امشب ( 19 ) متن - امشب خود . . . مىبايد كرد باقى ( 20 ) مپ 2 - و بر سر سجاده . . . شد ( 21 ) سه نسخه + از ، حذف آن به قياس است ( 22 ) مپ 2 - هركس ( 23 ) متن و مپ 2 ترا ( 24 ) متن - ترا ، مپ 2 : بندگانيم و ( 25 ) مپ 2 : بتر ( 26 ) مج و بنياد : آمد