سديد الدين محمد عوفى
228
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
أجملوا « 1 » فى الطلب . اما اگر مرد طالب از مشرب قناعت آب صفا چشيد « 2 » و « 3 » بر مايدهء كرامت نشست « 4 » در تو غلّ هضبات توكل به قدم يقين مسارعت نموده باشد . بيت نپذيرد ز كس حوالت رزق * كه ضماندار رزق يزدانست مور را روزى از سليمان نيست * كه ز روزىده سليمانست « 5 » و حقيقت توكل آنست كه از نظر اغيار « 6 » مصون و مسلّم باشد چنان كه در حكايت آوردهاند : [ مردى كه پنجاه بار راه كعبه را به قدم توكل پيمود ] حكايت ( 1 ) وقتى يكى از مشايخ طريقت بر سبيل تجريد و توكل قدم در باديه نهاد و بىزاد و راحله در صحبت قافله احرام حج بيت اللّه بست . روزى به « 7 » خود نگريست « 8 » و گفت : اينت قوىدل مردى كه منم « 9 » ، در توكل قدم ثابت دارم و بىزاد و راحله سفر باديه درپيش گرفتهام « 10 » و باعتماد « 11 » دوست روى به خانهء او « 12 » آوردهام . چون اين « 13 » خاطر « 14 » در ضمير او بگشت و اين انديشه در ساحت سينهء او گذرى كرد « 15 » مردى بود در پهلوى او نشسته و توبرهء چهاربندى در پيش خود نهاده ، آن مرد روى به دو كرد « 16 » كه اى خواجه عزم كجا دارى ؟ گفت : عزم مكه . گفت : زاد و راحلهء تو كجاست ؟ گفت : بر حقّ توكل كردهام و بر اعتماد وى « 17 » قدم در راه نهاده . گفت : اى بيچاره ؛ تو گمان مىبرى كه از جملهء متوكلانى ؟ غلط كردهاى . و هرگاه كه بىزاد و پياده روى به باديه نهى و در صحبت قافله روى هر متمول و صاحب ثروت
--> ( 1 ) مج : اجملو ( 2 ) مپ 2 : چشيده ، مج : چشد ( 3 ) مج - و ( 4 ) مج : نشيند ، مپ 2 : نشسته ، متن و مپ 2 + و ( 5 ) متن : كه روزىده خالق سليمان است ، مپ 2 : كه روزىده رزق يزدانست ( 6 ) متن و مپ 2 - اغيار ( 7 ) مپ 2 : در ( 8 ) مج : فرونگريست ( 9 ) مپ 2 و بنياد + كه ( 10 ) متن و مپ 2 : دارم ( 11 ) بنياد داشت ( 12 ) متن و مپ 2 - او ( 13 ) متن : از ( 14 ) مپ 2 - خاطر ( 15 ) مپ 2 و بنياد - و اين انديشه . . . كرد ، مج - و گفت اينت قوىدل . . . گذرى كرد . ( 16 ) مپ 2 : آورد ( 17 ) مج و بنياد : و بر اعتقاد + ان اللّه هو الرزاق ذو القوة المتين