سديد الدين محمد عوفى
225
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بر وفق شريعت به اقامت حدّ او اشارت « 1 » فرمايد « 2 » . بيچاره را به زندان بردند و آنشب بازداشتند و بند برنهادند . چون « 3 » روز برآمد « 4 » به خدمت امير المؤمنين آوردند و به تقديم شرايط حدود « 5 » در باب او مثال فرمود . چون « 6 » حدّش بزدند فرمود كه اى سرگردان باديهء ضلالت و گمراه بيابان « 7 » جهالت « 8 » به حضرت واجب الوجود مراجعت كن و « 9 » روى به توبت و انابت آر . شيخ گفت يا امير المؤمنين ؛ افعال تو به انابت اولىترست و اخلاق تو به توبت شايانتر . امير المؤمنين فرمود كه از من چه « 10 » خصلت « 11 » نامحمود در وجود آمده است تا از آن توبه كنم ؟ شيخ گفت : تمامت حدّ « 12 » در باب من اقامت كردى و من طوق عبوديت در گردن دارم بر من نصف حد بيش « 13 » واجب نشود « 14 » . امير المؤمنين فرمود كه « 15 » مرا برين حال اطلاع نبود چرا اعلام نكردى ؟ شيخ گفت : مرا چندان امان ندادى كه بگفتى ، و حق تعالى به كمال « 16 » قدرت خويش انصاف من از تو بستاند . امير المؤمنين گريان شد و خوف « 17 » بر وى غالب شد « 18 » . شيخ گفت : يا امير المؤمنين ازين سخن متفكر « 19 » گشتى « 20 » ؟ گفت : آرى ، شيخ گفت : اين طايفه را اشارت كن تا
--> ( 1 ) متن : اجازت ( 2 ) مپ 2 : حد او با قامت رساند ، مج - فرمايد ( 3 ) مپ 2 + چند ( 4 ) مج و بنياد : چندانكه از چتر خسرو سيارات بيضهء آفاق را در ظل جناخ نور كشيد و تيغ خورشيد يك نيزه باز برآمد پير مخمور را ( 5 ) مپ 2 - و به تقديم . . . . حدود ( 6 ) مپ 2 : تا ( 7 ) مپ 2 : پاياب ( 8 ) مج : جهل ( 9 ) متن - كن و ( 10 ) متن + فضيلت ( 11 ) متن + و خاصيت ( 12 ) متن و مپ 2 : حدود ( 13 ) متن : بر من و جرم من به صد حد ، مپ 2 : جرم من به صد حد ( 14 ) متن : نيايد ، مپ 2 : نيامد ( 15 ) متن + چون ، مج : چون ( 16 ) متن + و ( 17 ) متن : حقوق ( 18 ) مپ 2 - و خوف . . . شد ( 19 ) مپ 2 + و گريان ( 20 ) مپ 2 : شدى