سديد الدين محمد عوفى

195

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

آنجا بيرون آمد و جامه « 1 » بيرون كرد . كژدمى در جامهء او رفته بود و نيش مىگذارد « 2 » . گويند هفده جاى او « 3 » زخم خورده « 4 » بود و چون اين خبر به اميرسعيد رسيد به غايت متعجب شد و او را بخواند و گفت : چرا « 5 » هم از اول برنخاستى و برون نشدى « 6 » و آن زحمت « 7 » از خود دفع نكردى ؟ گفت : شرمم باد كه با نوش سخن تو « 8 » از نيش كژدم انديشه كنم . اگر من در مشاهدهء تو با نيش كژدمى صبر نتوانم كرد در « 9 » غيبت خدمت تو در مقابلهء خصمان بر تيغ آب دادهء « 10 » ايشان چگونه صبر توانم كرد ؟ امير سعيد را از آن ادب و فصاحت او عجب آمد و اين جواب لطيف از وى بپسنديد و در اقطاع وى بسيارى « 11 » بيفزود « 12 » و مرتبهء او را چنان « 13 » عالى گردانيد كه ركنى از اركان مملكت به ملك ايشان « 14 » شد « 15 » و چون او را مستزيد كردند « 16 » خلل كلى در ملك سامانيان پديد آمد و سبب زوال دولت ايشان « 17 » شد . [ چه‌گونه ابراهيم ادهم از غلام خود رسم نيك بندگى آموخت ] حكايت ( 8 ) آورده‌اند كه شيخ « 18 » ابراهيم ادهم رحمة اللّه عليه « 19 » غلامى « 20 » بخريد . چون آن غلام را « 21 » به خانه آورد گفت : اى غلام چه خورى ؟ گفت : آنچه تو دهى . گفت : چه پوشى ؟ گفت : آنچه تو پوشانى . گفت : چه نامى ؟ گفت : آنچه تو خوانى . گفت : چه‌كار كنى ؟ گفت : آنچه تو فرمايى « 22 » . گفت : چه « 23 » درخواستى « 24 » دارى ؟ گفت : مرا با درخواست چه‌كار .

--> ( 1 ) مپ 2 + را ( 2 ) متن : مىگزارد ، مپ 2 : مىزد ( 3 ) مج + را ( 4 ) مج : زده ( 5 ) متن - چرا ( 6 ) مپ 2 - و برون نشدى ( 7 ) متن و مج + را ( 8 ) متن - تو ( 9 ) متن - در ( 10 ) مپ 2 - آب داده ( 11 ) مپ 2 - بسيار ، مج : بسيار ( 12 ) مج : درافزود ( 13 ) مپ 2 - چنان ( 14 ) مج - به ملك ايشان ( 15 ) مپ 2 - كه ركنى . . . شد ( 16 ) مج : كرد ( 17 ) متن و مج - ايشان ( 18 ) مپ 2 - شيخ ( 19 ) مج : قدس اللّه سره و تغشاه برحمته ( 20 ) متن و مپ 2 + را ( 21 ) متن - را ( 22 ) متن و مپ 2 - گفت چه‌كار كنى ؟ گفت آنچه تو فرمايى ( 23 ) متن - چه ، مج : هيچ ( 24 ) مپ 2 و مج : درخواست