سديد الدين محمد عوفى

158

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بيت بسا كاخا « 1 » كه محمودش بنا كرد * كه از دولت همى بامه مرا كرد نبينى زان همه يك خشت « 2 » برپاى * ثناى عنصرى ماندست برجاى « 3 » [ بازى كه از خانهء سلطان به كلبهء زالى پركشيد و پيرزن او را پركنده و ناخن بريده به خدمت شاه برد ] حكايت ( 11 ) آورده‌اند كه پادشاهى بازى داشت « 4 » كه در شكارگاه دل نسر طاير از هيبت او بر آسمان آب شدى و در مقام پرواز ، و هم « 5 » گرد خيالش نشتافتى « 6 » . روزى آن « 6 » پادشاه « 7 » باز را در شكارگاه بپرانيد و باز بسيار بپريد و ناگاه به خانهء پيرزنى افتاد « 8 » . آن پيرزن او را بگرفت و هرگز باز را نديده بود پنداشت كه مگر گرانى حركت او به‌سبب پرهاى بسيارست « 9 » ، چندى از « 10 » پر « 11 » او بركند و قدرى دانه در پيش او ريخت . باز به دانه التفاتى نكرد . گفت : مگر به‌سبب آنكه منقار او كژ شدست « 12 » نمىخورد ، مقراض برگرفت و منقار او بچيد « 13 » و گفت : بيچاره را ناخن‌ها « 14 » دراز شده است . ناخنان او را « 15 » قطع كرد و چون باز را « 16 » بازنمىيافتند « 17 » منادى پادشاه برآمد كه هركه باز پادشاه به خدمت « 18 » حضرت « 19 » آورد چندين « 20 » انعام و احسان در حق او « 21 » بتقديم رسد . زال چون ندا بشنيد باز را برداشت و به پيش پادشاه برد « 22 » ، پركنده و منقار بريده و مخلب تراشيده « 23 » .

--> ( 1 ) همه نسخ خاكا ( 2 ) متن و مپ 2 : خشتست : ( 3 ) : نسخه مچ دو بيت بالا را ندارد ( 4 ) مج : بازى مىكرد به بازى ( 5 ) مپ 2 و بنياد : هم ( 6 ) متن و مپ 2 : را نشكافتى ، مج و بنياد : نشكافتى ، تصحيح قياسى است . ( 6 ) مج - آن ، بنياد : اين ( 7 ) مج : اين ( 8 ) مج و بنياد + كه رشته عمرش يكتا شده بود ، مج + و سر و قدش دوتا شده چون آن باز به خانه رسيد ( 9 ) مپ 2 - بسيار ( 10 ) مج - چندى از ، بنياد : تمامى ( 11 ) مپ 2 و مج بنياد + ها ( 12 ) مج : كژست ( 13 ) مپ 2 : او باره برگرفت ( 14 ) مپ 2 + ش ( 15 ) مج - را ( 16 ) متن - بارزا ( 17 ) مپ 2 : پس از آن او را مىجستند و نيافتند ( 18 ) مپ 2 - خدمت ( 19 ) مج - حضرت ( 20 ) متن و مپ 2 : چند ( 21 ) متن و مپ 2 - در حق او ( 22 ) مج و بنياد + پادشاه چون باز را ( 23 ) مپ 2 - و مخلب تراشيده ، مج و بنياد + ديد