سديد الدين محمد عوفى
116
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
پس بفرمود تا مرا « 1 » ده هزار دينار بدادند « 2 » و تشريفى فراخور من بود « 3 » . گفت : هرگاه كه خواهى مىآى و عهد صداقت تازه مىكن ، و از خدمت او « 4 » با نعمت بسيار مراجعت كردم . [ معتمد خليفه شعرى ساخت و بر غريب مغنى فرستاد تا آهنگى مناسب آن بسازد ] حكايت ( 37 ) نصير « 5 » خادم كه از معتمدان امير المؤمنين « 6 » بود گفت : وقتى امير المؤمنين معتمد مرا شعرى ناموزون و از نظم و قافيه دور داد و « 7 » گفت : اين را به نزديك غريب مغنّى بر « 8 » تا صوتى غريب « 9 » و لحنى لطيف « 10 » برين « 11 » بسازد . و « 12 » غريب « 13 » از رنجورى برخاسته بود و چيزى از بقاياى « 14 » ضعف با وى « 15 » مانده « 16 » . و چون « 17 » آن كاغذ « 18 » را بديد و آن شعر ناموزون را بخواند ، يحياى منجّم آنجا « 19 » حاضر بود كه به عيادت او آمده بود ، روى به وى كرد و گفت : اين ژاژ و « 20 » هذيان را « 21 » چهگونه صوت سازى « 22 » و اين سخن نامنظوم نامعلوم « 23 » را به چه طريق نيكو بسازى « 24 » ! كه آن نه شعرست و نه حديثى است « 25 » . كاغذ به من داد « 26 » و باز رفتم و به خدمت امير المؤمنين معتمد تقرير كردم كه : چنين گفت و چنين بىادبى واجب ديد . امير المؤمنين معتمد بخنديد و گفت « 27 » : چرا چنين درشتى نمودى « 28 » : اگر خواستى « 29 » بهتر ازين « 30 » گفتى « 31 » .
--> ( 1 ) متن - مرا ، مج : ترا ( 2 ) مج : فرمودم . ( 3 ) مپ 2 : تشريفى نيكو ، مج : تشريف فراخور آن ، بنياد - تشريفى فراخور من بود ( 4 ) متن - او ( 5 ) متن - نصير ( 6 ) مج و بنياد + معتمد ( 7 ) متن - داد و ( 8 ) مپ 2 : فلان غريب بر ( 9 ) مج - لطيف ( 10 ) مج : غريب ( 11 ) متن و مج - برين ( 12 ) مپ 2 + و حال ( 13 ) مپ 2 + آن بود كه ( 14 ) مج - بقايا ( 15 ) مپ 2 - با وى ( 16 ) بنياد : غريب از رنجورى برخاسته بود و اندك ضعفى باقى داشت ( 17 ) متن : جوان ( 18 ) متن - كاغذ ، ( 19 ) مپ 2 - آنجا ( 20 ) بنياد : تزريق ( 21 ) بنياد : و ياوه ( 22 ) مج : سازم ( 23 ) مج : نامسلوم ( 24 ) مج : لحن بسازم ( 25 ) بنياد : نه حديث نه معقول است نه مربوط ( 26 ) بنياد + و گفت برو و به خليفه بگو كه اين تزريق است ( 27 ) بنياد + آيا ( 28 ) مپ 2 و مج : درشت گفت ، بنياد : درشت گفته باشد + اين عبارت ( 29 ) مپ 2 : توانستى ( 30 ) مج + توانستى ( 31 ) مج : گفت