سديد الدين محمد عوفى
113
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
امير المؤمنين . به روى تازه گفت : يا شعبى ؛ ندانستهاى كه از خلفا « 1 » سخن باز نخواهند . و ديگر « 2 » ؛ اول « 3 » نوبت كه « 4 » به خدمت او در « 5 » آمدم و سعادت تقلد « 6 » بساط او دريافتم ، چون چشم او بر من افتاد « 7 » خدمت كردم و گفتم : من شعبىام . گفت : اگر ترا نشناختمى اجازهء درآمدن به بارگاه خودت « 8 » ندادمى . خطاى « 9 » سوم آن بود كه ؛ مردى در پيش وى به كنيت ياد كردم و آن لفظ تعظيم بود . گفت : ندانستهاى كه « 10 » ادب نبود در پيش خلفا ديگران را به كنيت ياد كردن . يعنى در خدمت ايشان تعظيم جز ايشان را نبود . و چهارم آن بود كه ؛ روزى گفتم كه : امير المؤمنين بهجهت من حديثى نويسد . گفت : از جهت ما نويسند و لكن ما ننويسيم . و اين چهار خطا را به لطف جواب فرمود « 11 » و هرگز بدين بىادبى بر من متغير نشد . [ روايت مالك عمادى از صفات نيك عبد الملك مروان و احوال وى قبل و بعد از خلافت ] حكايت ( 36 ) آوردند كه مالك بن عمادى « 12 » مىگويد كه : ما با جماعتى از بنى هاشم در ايام « 13 » موسم « 14 » جوانى مجالست داشتمانى « 15 » و در فنون علم مباحثه كردمانى « 16 » . عبد الملك مروان با ما نشستى « 17 » و در بحثهاى « 18 » علم « 19 » خوض كردى ، و چون حديث گفتى « 20 » سخنى منقح و پاكيزه گفتى ، و چون حديث
--> ( 1 ) مج + و حكام ( 2 ) متن و مپ 2 و مج - ديگر . ( 3 ) مپ 2 و مج : دوم ( 4 ) متن و مج : آنكه ، مپ 2 : آنكه + يك بار ( 5 ) متن : باز ، مپ 2 و مج - در ( 6 ) مج : تقيل ، بنياد : بساط بوسى ( 7 ) متن + و ( 8 ) مپ 2 - خودت ، مج : خود ترا ( 9 ) متن و مپ 2 : خطاب ( 10 ) مج + از ( 11 ) مپ 2 + و مرا تربيت مشفقانه فرمود ( 12 ) مپ 2 و بنياد : عمار ، مج : عماره ( 13 ) مج و بنياد - ايام ، ( 14 ) مج - موسم ( 15 ) مپ 2 : داشتيم ، مج : داشتمى ، بنياد : با يكديگر بوديم ( 16 ) مپ 2 : مىكرديم ( 17 ) مج و بنياد - و در فنون علم . . . نشستى ( 18 ) مپ 2 - ها ( 19 ) مج : علمى ، بنياد : علوم ( 20 ) متن و مپ 2 و بنياد : گفتندى