سديد الدين محمد عوفى

فهرست حكايت ها 13

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

34 پاسخ مأمون به فضل ربيع كه گفته بود خليفه به زودى خواهد مرد . 112 35 روايت شعبى از حلم عبد الملك مروان . 112 36 روايت مالك عمادى از صفات نيك عبد الملك مروان و احوال وى قبل و بعد از خلافت . 113 37 معتمد خليفه شعرى ساخت و بر غريب مغنى فرستاد تا آهنگى مناسب آن بسازد . 116 38 پادشاهى از عجم كه طاقت سياست هيچ مجرم را نداشت . 117 39 سخن معاويه به برادرش زياد كه از ما يكى بايد رفق و مدارا كند و ديگرى قهر و سياست تا ملك بر ما باقى ماند . 118 40 شرمسار شدن ابليس از حلم و بردبارى ذالكفل . 119 « 1 » 42 شريك قاضى گفت مهترى كه در پيشگاه او سفيهى نباشد خوار و ذليل است . 123 43 معاويه با حرم خود دلتنگ بود ، از عبد اللّه جعفر طيار سرگذشتى شنيد كه موجب تسلى خاطر او و قدردانى از عبد اللّه شد . 124 44 مزدور احق و گرانجانى كه منصور داشت و صبرى كه از او مىكرد . 130 45 شعر ابو زياد نعمى در احوال منصور عباسى و خشمگين شدن او . 131 46 سخن مهدى خليفه از عدل خود و مردى كه بشنيدن آن بادى رها كرد . 133 47 مرد غورى شايع كرد كه هارون الرشيد مرده است و چون مورد مؤاخذه هارون قرار گرفت گفت : 135 48 مردى از پروردگان بنى اميه هارون الرشيد را به زود سيرى و بىثباتى نكوهش كرد . 135 49 حكايت حال آن مرد كوفى كه غلامش به خليفه گفت ودايع بسيارى از بنى اميه نزد او پنهان است . 138 50 حضرت امير مؤمنان على عليه السلام غلام گناهكار را كه به عفو او اميدوار بود ببخشيد و آزاد كرد . 142

--> ( 1 ) در اين كتاب ترتيب شماره برخى از حكايت‌ها اشتباه است خوانندگان لطفا تصحيح فرمايند .