سديد الدين محمد عوفى

81

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

و ترا همه عنف است و هيچ لطفى « 1 » نيست « 2 » و همه سياست است و هيچ مرحمت نه . گفت : اگر من نرمى كنم و در حفظ آن راهها نكوشم « 3 » فتنهء بسيار ظاهر شود . پس بفرمود كه او را « 4 » بگيرند « 5 » و ببرند « 6 » و خدمتكارى بر سر او ايستاده بود گردن من را « 7 » بگرفت و مرا گمان بود « 8 » كه مرا « 9 » بخواهد كشت و چون از پيش او بيرون آمدم « 10 » مرا بگذاشت و حلم « 11 » امير المؤمنين مرا معلوم شد كه چندان زيادتى كه من در پيش او گفتم آن را نشنيد و بنكايتى « 12 » فرمان نداد « 13 » . [ خوانسالار فراموشكار مأمون و تازيانه زدن حميد طوسى مطبخى خود را ] حكايت ( 6 ) ابو عبد اللّه حكايت كرد كه روزى به خدمت امير المؤمنين مأمون « 14 » بوديم و حديث خوردنىها « 15 » مىرفت . امير المؤمنين فرمود كه از « 16 » خوردنىها هيچيز باذوق « 17 » تر از هريسه نيست چه گندم را قوّتى است عظيم خاصه كه قوت گوشت با آن يار باشد « 18 » . پس مطبخى را بفرمود كه بامداد هريسه نيكو بسازى « 19 » و از هرنوع ترتيب « 20 » كنى « 21 » تا ياران حاضر آيند و تناول كنند . روز ديگر « 22 » بر عادت خود به خدمت امير المؤمنين « 23 » حاضر شدم « 24 » و خوانسالار

--> ( 1 ) مپ 2 و مج : لطف . ( 2 ) مج : نى ( 3 ) متن : كوشم ، مپ 2 - و در حفظ آن راهها نكوشم . ( 4 ) مج : گردن او ( 5 ) مج : بگيريد . ( 6 ) مج : او را ببريد . ( 7 ) متن و مپ 2 : او را ( 8 ) مج : من گمان كردم . ( 9 ) مج : او را . ( 10 ) مپ 2 : آوردند ، مج : آمد . ( 11 ) متن : حكم . ( 12 ) متن و مپ 2 : بيكانكى . ( 13 ) متن و مپ 2 : بداد . ( 14 ) متن و مپ 2 - مأمون . ( 15 ) مپ 2 : طعامها . ( 16 ) مج + جمله . ( 17 ) مج : قوت . ( 18 ) مپ 2 : و نيز گوشت و گندم قوتى عظيم دهد . ( 19 ) مپ 2 : بساز . ( 20 ) متن : تربيت . ( 21 ) مپ 2 - و از هر نوع ترتيب كنى . ( 22 ) مپ 2 + برفتيم . ( 23 ) مپ 2 - به خدمت امير المؤمنين . ( 24 ) مپ 2 : شديم .