مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

518

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

معانقه : دست به گردن هم انداختن ، يكديگر را در آغوش گرفتن معبّران : خوابگزاران معدنيات : كانيها ، انواع سنگهاى معدنى معطشه : تشنگىآور ، خشك مغلطه : كلامى كه به وسيلهء آن كسى را در غلط و اشتباه اندازند ، جايى كه كسى را به غلط و اشتباه اندازند مغيلان : گياه خارشتر ، درختچه‌اى با خارهاى بىشمار مفاخرت : فخر كردن ، اظهار بزرگى كردن ، به خود باليدن ، نازش مقبل : پيش آمده ، خوشبخت مقدرت : توانايى ، قدرت ، توانگرى مقسوم : قسمت شده ، بخش شده مقصوره : جاى ايستادن امام و خليفه در مسجد ، حجله ، خلوت‌خانه ، خانهء كوچك ، سراى حصاردار مكارى : آن‌كس كه خر و اسب و شتر و جز آنها را كرايه دهد ، خربنده مكحول : سرمه كشيده مكرمت : جوانمردى ، بزرگى مكنون : پنهان داشته شده ملاعبت : بازى كردن باهم ملتبس : خلطكننده ، مشتبه‌سازنده ملتجى : پناه برنده ، پناه جوينده مل : شراب انگورى ، گلابى ، گردن مماطله : تأخير كردن در كارى يا در حق كسى ، در انتظار نگاه داشتن مملوك : غلام منزل : جاى فرود آمدن در سفر ، مرحله ، مسافت بين دو توقفگاه مسافران منزل : فرودآمده منطقه : كمربند منظره : روزن ، پنجره منعم : نعمت‌دهنده ، احسان‌كننده ، بخشش‌كننده ، توانگر ، مالدار مواثيق : عهدها مواسات : يارىگرى موحشه : ترسناك موزه : چكمه موقف : جاى ايستادن مهرگياه : گياهى از تيرهء بادنجانيان كه همراه داشتن آن را سبب جلب مهر و محبت ديگران مىدانند مهمل : شخص بيكار گذاشته ، كلام بيهوده ، بىمعنى ميان : كمر ميزان : ترازو ميسره : جانب چپ سپاه