مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
277
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
مىبينم دانستهاى كه خير و شر ، علمهائى هستند كه فاعل آنها جسد است . پس خير را ازين جهة خير گفتند كه خشنودى خدا دروست . و شر را از آن گفتند كه خشم خدا در اوست . ملكزاده جواب داد : من مىبينم كه خير و شر را حواس پنجگانه ، ذوق و سمع و بصر و لمس ميكنند . همىخواهم كه به من بنمائى كه اين حواس پنجگانه از براى خير خلق شدهاند يا از براى شر ؟ شماس گفت : بدان كه خداى تعالى انسان را به حق خلق كرد و او را بمحبت خود مايل گردانيد و از خداى تعالى هيچ مخلوقى صادر نميشود مگر بقدرت و غلبه . و خداى تعالى را بجز عدل و انصاف و احسان به چيزى نسبت نتوان داد . و خلق را از محبت خود آفريد و نفس را كه بشهوت مايل است ، در انسان قرار داد . و اين حواس پنجگانه را سبب بهشت و دوزخ گردانيد . ملكزاده پرسيد : اين چگونه است ؟ شماس جواب داد : خداى تعالى منطق و دستها را از براى كار آفريد و پاها را از بهر راه رفتن و چشم را از براى ديدن و گوشها را از براى شنيدن آفريد و آنها را قدرت داده ، فرمود كه هيچيك بىرضاى حق كارى نكند . آنچه از منطق ، رضاى حقست ، راست گفتن و ترك ضد اوست كه دروغ باشد . و آنچه از چشم ، رضاى حق است ، نظر كردن بچيزيست كه خداى تعالى او را دوست ميدارد و ترك نظر بسوى ضد اوست كه شهوات باشد . و از گوش ، آنچه رضاى خداست ، شنيدن موعظت و ترك ضد اوست . و چيزى كه از دستها رضاى خداست ، اينست كه آنها را در خشنودى خدا صرف كند و ترك ضد او نمايد . و از پاها آنچه رضاى خداست ، آنست كه در راه خدا سعى كند و ترك ضد او نمايند . و ماسواى اينها از شهوتها كه انسان آنها را مىكند ، از جسد به حكم روح صادر مىشود . پس از آن شهوتى كه از جسد صادر مىشود ، به دو گونه است : شهوت تناسل و شهوت شكم است . آنچه از شهوت تناسل با رضاى خدا موافق است ، آنست كه حلال باشد و حرام نباشد . و اما شهوت شكم ، اكل و شرب است . و آنچه موجب رضاى حق است ، آنست كه از چيزهائى كه خداى تعالى حلال فرموده ، پديد آورد و كم و زياد او را شاكر باشد .