مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )
مقدمه 17
هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )
يكى دخترى بود نامش هماى * هنرمند و بادانش و پاك راى همىخواندندى ورا شهرزاد * ز گيتى بديدار او بود شاد ثانيا - مسعودى در مروج الذّهب ، شهرزاد و دينارزاد را نام ميبرد و بعقيدهء او شهرزاد ، نام مادر هما بوده است و او را يهودى ميداند و در ذكر كيخسرو ميگويد : « و قد كان حمل سبايا بنى اسرائيل الى المشرق و تزوّج منهنّ امرئة يقال لها دينارزاد فكانت سبب ردّ بنى اسرائيل الى بيت المقدّس و قيل انّ دينارزاد اولدها لهراسب ابن گشتاسب » ( ج 1 . ص 110 ) و در ذكر بهمن ميگويد : « و قيل انّ امّ بهمن كانت من بنى اسرائيل من ولد طالوت الملك و قد . . . و قد قيل انّ امّ كورس كانت من بنى اسرائيل و كان دانيال الاصغر خاله . » ( ج 1 ) و در ذكر هماى ميگويد : « ثمّ ملكت هماى بنت بهمن و كانت تعرف بامّها شهرزاد . » طبرى نيز استر را مادر بهمن دانسته و بهما نام شهرزاد ميدهد . ثالثا - چنان كه قبلا نقل كرديم ، ابن النّديم در الفهرست ، تاليف الف ليله را بهما نسبت داده و گفته است : « قد قيل انّ هذا الكتاب الّف لحماى ابنة بهمن . . . » رابعا - در بعض اصول ما بين اساس الف ليله و حكايت استر مشابهت تامّ است و وجه شباهت از اين قرار است : 1 - بنابر كتاب استر ، زن پادشاه نافرمانى كرد و ازاينرو پادشاه او را طلاق داد . ( كتاب استر باب اول ) بنابحكايت الف ليله زن پادشاه خيانت كرد و از آن رو پادشاه او را بقتل رسانيد . 2 - بنا به كتاب استر براى پادشاه ، دختران دوشيزهء نيكو منظر از هر طرف و هر شب ميآوردند و ليكن هر بامداد او را بخانهء دوم زنان ميبردند . ( كتاب استر باب 2 : 2 - 14 ) بنا به الف ليله ، پادشاه ، هر شب دخترى دوشيزه نيكو منظر گرفته و هر بامداد او را بقتل مىرساند . 3 - بنا بكتاب استر در آن ميان استر ، قلب پادشاه را جلب كرد و ملكه شد