مؤلف مجهول ( مترجم : عبد اللطيف طسوجى تبريزى )

مقدمه 14

هزار و يك شب ( الف ليلة وليلة ) ( فارسى )

مىشود و معلوم مىشود كه مغولى آن از هندوستان گرفته شده . حكايت نزاع ما بين مار سياه و مار سفيد كه اولى عفريتى است كريه و دومى ملكهء است صبيح كه به اين صورت درآمده‌اند و كشته شدن مار سياه بدست راهگذرى و پاداش دادن ملكه به او پاداشى نيكو ، نظير آن در حكايات تاتارى موجود است . و همچنين حكايت جنگ و جدال عفريت با دختر پادشاه كه ساحره بود و مغلوب شدن عفريت در حكايات تاتارى نظير دارد . بعضى حكايات كه از اصل فارسى هزار افسانه بوده و از هندى ، عليحده ترجمه شده است و بعدها به الف ليله الحاق گرديده ، عبارتند از : حكايات سندباد و هفت وزير و همچنين حكايت ملك جليعاد و وزير شماس و شاهزاده وردخان . در آن دو حكايت ، كاملا اسلوب هندى نمايان است كه عبارت است از تأخير انداختن حادثهء معينى بواسطهء گفتن قصص و حكايات و مخصوصا حكايات و امثال از زبان حيوانات كه اسلوب هندى است . و از اين مقوله است حكايت چهل طوطى كه در آن طوطى تا چهل شب ، زن صاحب خود را از رفتن نزد معشوق او بواسطهء نقل قصه و مسامرهء طولانى مانع مىشود تا روز چهلم كه صاحب او ميآيد و مانع از ميان برداشته مىشود . اصل اين حكايت هندى نيز موجود و متداول است . اما براى اثبات اين نكته كه اين كتاب قبل از اسكندر بايران آمده ، چند سند معتبر وجود دارد : اول كلام مسعودى است كه در كتاب مروج الذهب كه عبارت آن عينا نقل مىشود ، ميگويد كه : « و قد ذكر كثير من النّاس ممن له معرفة باخبارهم انّ هذه الاخبار موضوعة مزخرفة مصنوعة نظمها من تقرب الملوك بروايتها وصال على اهل عصره بحفظها و المذاكرة بها و انّ سببها ( او سبيلها ) سبيل كتب المنقولة الينا و المترجمة لنا من الفارسية و الهندية و الرومانية بل تأليفها مثل ما كر ؟ ؟ ؟ مثل كتاب هزار افسان و تفسير ذلك بالعربية الف خرافة و الخرافة بالفارسية يقال لها افسانه و النّاس يسمّون هذا الكتاب الف ليلة و هو خبر الملك و الوزير و ابنته و دايتها و هما