عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
92
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
آنگاه آن مرد زناكار درگذشت . رودخانه آنان را ندا داد كه اى بندگان پارسا و زاهد ، او را از آب من غسل دهيد و او را بر كرانهء من به خاك بسپريد تا آنكه روز رستاخيز از نزديك من برانگيخته شود ، و آنان چنان كردند و گفتند : امشب را كنار گور او شبزندهدارى مىكنيم و مىگرييم و چون شب را به صبح رسانديم مىرويم . آن شب را كنار گور او به گريه و شبزندهدارى پرداختند ، سحرگاه آنان را خواب در ربود و چون صبح بيدار شدند خداوند بر گرد گور او دوازده درخت سرو رويانده بود ، و آن نخستين سروى بود كه خداى عز و جل بر زمين پديد آورد ، آنان گفتند : خداوند اين سروها را در اين جايگاه نرويانيده است مگر اينكه عبادت ما را در اينجا دوست مىداشته است همانجا مقيم شدند و كنار گور او به عبادت پرداختند و هريك از ايشان كه مىمرد كنار گور او به خاك مىسپردند ، و همگان درگذشتند . كعب مىگفته است : بنى اسرائيل همواره به سوى گورهاى ايشان حج مىگزاردند . پايان جزء دوم