عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

63

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

17 - عابدى از عابدان بنى اسرائيل و پسرش سعيد بن جبير « 27 » از ابن عباس نقل مىكند كه مىگفته است : ميان بنى اسرائيل پارسايى بود كه شيفته او بودند ، روزى در حضور پيامبر خويش از آن پارسا نام بردند و او را ستودند . پيامبرشان گفت : او همين‌گونه است كه شما مىگوييد ولى در حالى كه چيزى از سنت را رها كرده است خود را به رنج انداخته است ، و چون اين سخن به آگاهى آن پارسا رسيد ، با خود گفت : بنابراين چرا خويشتن به رنج افكنم ، و از جايگاه خويش فرود آمد و در همان حال كه مردم در حضور آن پيامبر بودند ، پيش او رفت ، آن پيامبر او را نمىشناخت ، پارسا سلام داد و گفت : اى رسول خدا ! به من خبر رسيده است كه از من در حضور تو نام برده شده است ، و تو فرموده‌اى او همچنين است جز آنكه چيزى از سنت را رها كرده است ، و اينك ديگر به چه منظور خويشتن را شب و روز به رنج افكنم و از مردم عزلت برگزينم و حال آنكه من در جستجوى سنت پروردگار عز و جل مىباشم . پيامبر پرسيد : تو فلانى ؟ گفت : آرى ، فرمود هيچ بدعتى در آيين پديد نياورده‌اى ولى چرا همسر برنگزيده‌اى ، پارسا گفت : خطايى ديگر جز اين نيست ؟ پيامبر گفت نه ، و چون دانست كه پارسا اين موضوع را مهم نمىشمارد گفت : آيا تصور نمىكنى كه اگر مردم كار ترا انجام دهند ديگر چه كسى باقى مىماند كه دشمن را از مسلمانان دفع كند و داد ستمديده را از ستمگر باز ستاند و نماز را برپا دارد ، پارسا گفت : اى پيامبر خدا راست مىگويى ، ولى من چنين نبوده است كه ازدواج را حرام بدانم ، ولى خوش نمىدارم در اين حال كه تنگدست هستم زنى مسلمان را به همسرى بگيرم و او را پاىبند سازم و حال آنكه چيزى كه بر او هزينه كنم ندارم ، توانگران هم كه زن به همسرى من نمىدهند . پيامبر پرسيد : ترا مانعى جز اين نيست ؟ گفت : نه ، فرمود من دختر خويش را به همسرى تو درمىآورم ، گفت : پذيرفتم . و چون آن دختر را به همسرى او درآورد براى او پسرى زاييد ، ابن عباس گويد : به خدا سوگند ميان بنى اسرائيل هيچ پسرى متولد نشد كه بدين اندازه مايه شادى باشد مردم مىگفتند :

--> ( 27 ) . از بزرگان قرن اول هجرى كه مورد احترام عموم فرق مسلمانان است و به سال 95 يا 94 هجرت به دست حجاج كشته شد ، او از پيروان واقعى حضرت سجاد بوده است ؛ به اختيار معرفة الرجال شيخ طوسى ، ص 119 ، ذيل شماره 190 ، چاپ استاد حسن مصطفوى ، مشهد ، 1348 ش مراجعه فرماييد .