عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

54

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

يكى از پادشاهان به سالى سبز و خرم كه از آغاز پرباران و فرخنده و پرطراوت بود و زمين به زيور و زينت آراسته شده بود به ناحيه خورنق و سدير « 7 » رفت ، به آن پادشاه كشورى گسترده و نعمت بسيار و نيرو و پيروزى ارزانى شده بود . او به هرسو با دقت نگريست و خطاب به همنشينان خود گفت : اين سرزمين از آن كيست ؟ گفتند : از پادشاه است ، پرسيد : آيا كس ديگرى را ديده‌ايد كه به او مانند آنچه به من ارزانى شده است ارزانى شده باشد ؟ گويد : به درگاه او مردى از بازماندگان آنانى كه حجت با ايشان است حضور داشت و زمين هيچگاه از حجتى كه براى خدا ميان بندگان قيام كند خالى نمىماند . او گفت : اى پادشاه از چيزى پرسيدى آيا به من اجازه مىدهى آن را پاسخ دهم ؟ گفت : آرى ، گفت : آيا اين چيزها كه اينك در آن هستى ، همواره در آن بوده‌اى و خواهى بود يا چيزى است كه به تو ارث رسيده است و از دست تو بيرون مىرود و در اختيار ديگرى قرار مىگيرد همچنانكه در اختيار تو قرار گرفته است ؟ گفت : همين‌گونه است ، آن مرد گفت : در اين صورت ترا چنان مىبينم كه به چيزى اندك شيفته شده‌اى كه مدتى اندك در آن خواهى بود و روزگاران دراز از آن كوچ خواهى كرد و فردا حساب بر تو خواهد بود ، ملك گفت : واى بر تو چاره و گريز چگونه است ؟ و در آن حال بر خود مىلرزيد ، خردمند گفت : يا آنكه در پادشاهى خويش بمانى و در آنچه كه ترا خوش و ناخوش آيد و تشنه و سيراب سازد به فرمان خداوند كار كنى ، يا آنكه خويشتن را از پادشاهى خلع كنى و تاج از سر كنار نهى و جامه‌هاى كهنه خود را بپوشى و در اين كوه به بندگى پروردگارت بپردازى تا مرگت فرارسد ، پادشاه گفت : امشب در اين‌باره مىانديشم و سحرگاه پيش تو خواهم آمد تا بگويم كدام كار را خواهم كرد . سپيده‌دم ملك در خانه آن مرد را بكوفت و گفت : من اين كوهستان را و بيابانها و سرزمين‌هاى دورافتاده را برگزيدم و تاج را كنار نهادم و جامه‌هاى ژنده خويش پوشيدم ، اينك اگر رفيق راهى از من عقب نمانى ، گويد : به خدا سوگند كه آن دو ساكن كوهستان شدند تا مرگ

--> - است ؛ به ميزان الاعتدال ذهبى ، ص 262 ، ج 2 مراجعه فرماييد . . درگذشته حدود سال 133 هجرى از درباريان بنى مروان و فصحاى نامدار عرب است ؛ به الاعلام زركلى ، ص 338 ، ج 2 مراجعه فرماييد . ( 7 ) . خورنق نام چند جا و اينجا خورنق كنار حيره است كه از معروفترين كاخهاست ، سدير هم نام كاخ و منطقه‌اى است ؛ براى اطلاع بيشتر به معجم البلدان ، صفحات 482 ، ج 3 و 55 ، ج 5 ، چاپ مصر مراجعه فرماييد .