عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

36

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

همچنان بازى مىكرد گاه به داود نزديك و گاه از او دور مىشد ، داود سرانجام از جاى برخاست و زبور را برهم نهاد و در طلب پرنده برآمد ، در اين هنگام پرنده بر روزن نشست و داود به جستجوى آن كنار روزن آمد ، پرنده خود را درون بوستان افكند ، داود سركشيد ، و در آن بوستان زنى برهنه خود را مىشست . قتاده از بلال بن حسان « 11 » نقل مىكند كه مىگفته است ، داود سر خود را از روزن بيرون آورد و ناگاه متوجه زنى شد كه خود را مىشست و نكوتر آفريده خدا را ديد ، آن زن هم نگريست و چون چهره مردى را ديد موهاى خويش را بر بدنش افشاند تا پيكر خود را پوشيده دارد . به سخن حسن بصرى برگرديم كه گفته است : داود از اين كار آن زن بر او شيفته‌تر شد ، كسى را گسيل داشت كه ببيند او كيست ، فرستاده بازگشت و گفت : آن زن ، تشايع دختر حنانا و همسر اوريا بن صورى است ، و در آن هنگام اوريا همراه خواهرزاده داود در منطقه بلقاء و سرگرم محاصره دژى بود ، داود به خواهرزاده خود نامه‌اى نوشت كه چون اين نامه به دست تو رسيد به اوريا فرمان بده تابوت « 12 » را با خود ببرد و پيشاپيش سپاه حركت كند و چنان بود كه آن‌كس كه پيشاپيش سپاه حركت مىكرد برنمىگشت تا آنكه كشته شود يا خداوند به دست او فتح پيش آورد . او كه فرمانده سپاه بود اوريا را خواست و نامه را بر او خواند ، اوريا گفت : شنيدن و فرمان بردن و تابوت را برگرفت و پيشاپيش همهء همراهان حركت كرد و كشته شد . خواهرزاده داود موضوع را براى او نوشت ، و چون مدت عده آن زن سپرى شد ، داود به خواستگارىاش فرستاد و او را به همسرى برگزيد . گويد قتاده از حسن بصرى نقل مىكند : كه چون داود با تشايع ازدواج كرد ، روزى در حال خلوت براى عبادت در محراب بود كه صدايى بس بلند شنيد و ناگاه دو مرد از ديوار محراب برآمدند و پيش او درآمدند ، داود به ديدن آن دو بيم كرد ، گفتند : مترس ، ما دو ستيزه‌گريم كه يكى از ما بر ديگرى ستم كرده است ، و بر حق او دست يازيده است ، اينك ميان ما به راستى و حقيقت حكم كن و در داورى ستم روا مدار و ما را به روش پسنديده رهنمون شو .

--> ( 11 ) . قتاده : متولد به سال 61 و درگذشته به سال 118 يا 117 هجرى از مفسران و محدثان معروف كه درباره‌اش سخن گوناگون گفته شده است به الاعلام زركلى ، ص 27 ، ج 6 ، مراجعه شود ؛ به شرح حال بلال بن حسان دست نيافتم ، آيا بلال بن حارث فرنى است ؟ كه به اشتباه نام پدرش حسان آمده است ؟ ( 12 ) . موضوع صندوق و تابوتى كه در آن آرامش قرار داشت ضمن آيه 248 سوره بقره آمده است و مفسران در آن باره به تفصيل سخن گفته‌اند و براى اطلاع بيشتر در متون كهن به ، ترجمه تفسير طبرى ، صفحات 152 / 150 ، ج 1 ، چاپ مرحوم حبيب يغمايى مراجعه فرماييد .