عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

27

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

خويش را برگزينيد ، آنان عزرا و عزازيل « 4 » و عزويا را برگزيدند و چنان بود كه چون بر زمين فرو آيند در حد آدمىزادگان و داراى سرشتهاى ايشان باشند ، عزرا كه چنين ديد و آزمون را بدانست دانست كه او را ياراى آن نيست از پيشگاه خداوند معافى خواست و خداوندش معاف فرمود ، و روايت است كه او پس از آن از شرمسارى به پيشگاه خداوند متعال سر خود را بلند نكرد . ربيع بن انس « 5 » گويد : چون مستى از هاروت و ماروت زايل شد دانستند در چه گناهى افتاده‌اند و پشيمان شدند ، و خواستند به آسمان برشوند نه توانستند و نه به ايشان اجازه داده شد ؛ مدتى دراز گريستند و از كار خود سخت آشفته و دلگير شدند ، آنگاه به حضور ادريس ( ع ) آمدند و به او گفتند : خداى خود را در كار ما فراخوان كه مىشنيديم در آسمان از تو به نيكى ياد مىشود . ادريس براى آن‌دو دعا كرد و دعايش مستجاب شد و آنان در انتخاب عذاب اين جهانى يا آن جهانى مختار شدند . و روايت شده است كه چون فرشتگان اعتراض كردند و به خداوند متعال گفتند : « آيا كسى را در زمين قرار مىدهى كه در آن تباهى كند و خونها بريزد » ، چهار هزار سال بر گرد عرش طواف مىكردند و از اعتراض خود به پيشگاه خداى عز و جل پوزش مىخواستند . « 6 » .

--> ( 4 ) . هرچند كه اين نام عربى نيست ولى خوانندگان گرامى توجه دارند كه در متون نظم و نثر فارسى بيشتر به معنى شيطان آمده است ، سنايى گويد : « با عزازيل قهر كرد انا خير » ، « آن عزازيل لعين با آن عبادت و خدمت گفت انا خير » حديقة الحقيقه و شريعة الطريقه سنايى ، صفحات 4 و 101 ، چاپ استاد فقيد محمد تقى مدرس رضوى ، 1359 ش ، انتشارات دانشگاه تهران . ( 5 ) . ربيع بن انس از راويان قرن دوم هجرى است كه در طبقات ابن سعد ، ص 109 ، بخش 2 ، ج 7 از او ياد شده است . ( 6 ) . نظير اين روايت در ص 27 ترجمه اخبار مكه ابو الوليد ارزقى به قلم اين بنده ، چاپ تهران ، 1368 ش ، آمده است . براى اطلاع بيشتر در اين مورد در منابع و مآخذ مقدم بر روزگار ابن قدامه مىتوان به تفسير طبرى و ترجمه آن ، صفحات 98 / 95 ، ج 1 ، چاپ مرحوم حبيب يغمايى و تفسير كشف الاسرار ، ص 294 ، ج 1 ، چاپ مرحوم على اصغر حكمت و تفسير تبيان شيخ طوسى ، ص 375 ، ج 1 ، چاپ احمد حبيب قصير العاملى نجف مراجعه كرد .