عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

244

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

بستم ، و امروز در جستجوى تو بودم . ابراهيم به من نگريست و گفت : اى حامد به بركت راستى كه چگونه او را با وجود نصرانى بودن به اسلام هدايت كرد . آن جوان همراه ما شد تا آنكه ميان درويشان درگذشت ، خدايش رحمت كناد . « 8 » 130 - بت‌پرست از عبد الواحد بن زيد « 9 » حكايت شده كه گفته است : سوار كشتى بودم ، باد ما را به جزيره‌اى انداخت ، در آن به مردى برخورديم كه بتى را مىپرستيد ، پرسيديم : اى مرد چه كسى را مىپرستى ؟ اشاره به بت كرد ، گفتيم : در كشتى كسى همراه ماست كه نظير اين بت را مىتراشد ، و اين خدايى نيست كه قابل پرستش باشد ، گفت : شما چه مىپرستيد ؟ گفتيم : خدا را ، پرسيد : خدا چيست ؟ گفتيم : آن كس كه عرش او در آسمان و قدرت او در زمين و مشيّت او بر زندگان و مردگان حاكم است ، گفت : چگونه به وجود او پى برده‌ايد ؟ گفتيم : پيامبر بزرگوارى براى ما گسيل فرموده است كه از او خبر داده است ، پرسيد : آن پيامبر چه كرد ؟ گفتيم : چون رسالت خويش را ادا فرمود خداوند او را برگرفت ، گفت : آيا نشانى براى شما باقى نهاده است ؟ گفتيم : آرى كتاب خدا را ميان ما باقى نهاده است ، گفت : آن كتاب را به من نشان دهيد كه بايد كتاب پادشاهان پسنديده باشد . ما براى او قرآن آورديم ، گفت : من اين كتاب را نمىشناسم ، خود سوره‌اى از قرآن بر او خوانديم و همچنانكه ما مىخوانديم او مىگريست تا سوره را به پايان رسانديم ، گفت : سزاوار است كه صاحب اين سخن را نافرمانى نكنند ، و اسلام آورد ، ما او را با خود برديم شرايع اسلام و چند سوره از قرآن را به او آموزش داديم . چون شب فرارسيد و نماز عشاء را گزارديم و به بستر رفتيم ، از ما پرسيد : اى قوم آيا اين خدايى كه مرا به او دلالت كرديد مىخوابد ؟ گفتيم : نه ، اى بنده خدا او قيوم بزرگى است كه هرگز نمىخوابد ، گفت : شما چه بد بندگانى هستيد كه شما مىخوابيد و مولاى شما نمىخوابد .

--> ( 8 ) . ابراهيم را از اين جهت كه از برگ درختان خرما زنبيل مىبافته است ، « خوّاص » لقب داده‌اند ، عطار در اين باره در تذكرة الاولياء ، ص 125 ، ج 2 توضيح داده است ، او را « ابراهيم متوكل » هم مىگفته‌اند ؛ جامى در نفحات الانس ، ص 136 شرح حال او را آورده است . ( 9 ) . از زاهدان قرن دوم و درگذشته به سال 177 هجرى است ؛ به طبقات الصوفيه خواجه عبد اللّه انصارى ، ص 130 و ذيل شماره 5288 ميزان الاعتدال ذهبى ، ص 677 ، ج 2 و ترجمه رساله قشيريه ، ص 814 ، چاپ مرحوم فروزانفر مراجعه فرماييد .