عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
234
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
معروف مىگويد : هنوز سخن او تمام نشده بود كه صاحب مزرعه خيار در زد و وارد شد ، او كه مردى توانگر بود دست از همه اموال خود كشيد و آن را بر درويشان انفاق كرد ، يك سال با آن جوان مصاحبت كرد و سپس هردو براى حج بيرون رفتند و در ربذه « 29 » درگذشتند . رحمت خداوند بر آن دو باد . 126 - فريادگر در دل شب براى ما از منصور بن عمار « 30 » نقل كردند كه مىگفته است : براى گزاردن حج مىرفتم ، در يكى از كوچههاى كوفه منزل داشتم ، در دل شب تاريكى بيرون آمدم صداى فرياد فريادگرى را شنيدم كه در آن دل شب چنين مىگفت : پروردگارا سوگند به جلال و عزت تو كه من با انجام معصيتهاى خود هيچگاه مخالفت با ترا اراده نكردهام ، و هنگامى كه ترا معصيت مىكنم به عقوبت تو نادان نيستم . ولى خطايى براى من پيش مىآيد و بدبختى من مرا بر آن يارى مىدهد وانگهى چشمپوشى تو كه بر سراپاى اعمال من فروهشته است مرا فريب مىدهد و موجب مىشود كه با همه توان و نادانى خود با تو مخالفت ورزم و از فرمان تو سرپيچى كنم ، و ترا بر همه حال بر من حجت است ، اينك چه كسى مرا از عذاب تو رهايى مىبخشد و چون تو ريسمان مرحمت خود را از من ببرى به ريسمان چه كسى دست يازم . اى واى بر جوانى من واى بر جوانى . « 31 » منصور بن عمار مىگويد : چون او از سخن خود فارغ شد من آيهاى از قرآن تلاوت كردم كه مىفرمايد : « ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ » « 32 » ، « آتشى كه آتش گيرهاش مردمان و سنگ است ، فرشتگان درشتسخن سختگير بر آن گماشتهاند » . پس از آن صداى حركت شديدى را شنيدم و ديگر هيچ آوايى نشنيدم ، و به راه خود رفتم . فردا صبح كه به جاى خود برمىگشتم ناگهان به جنازهاى رسيدم كه پير زالى فرتوت
--> ( 29 ) . دهكدهاى بر جانب بيابان و نزديك مدينه و تبعيدگاه جناب ابو ذر غفارى ( ره ) . ( 30 ) . از بزرگان صوفيه قرن دوم هجرى كه سال مرگ او ضبط نشده است ؛ شرح حال و كرامات او در تاريخ بغداد ، ص 79 / 71 ، ج 13 و حلية الاولياء ، ص 331 / 325 ، ج 9 و در منابع فارسى در تذكرة الاولياء ، ص 295 ، ج 1 آمده است . ( 31 ) . خوانندگان عزيزى كه اهل دعا و مناجاتاند مىدانند كه برگرفته از دعاى ابو حمزه ثمالى است ، به مفاتيح الجنان مرحوم محدث قمى ، ص 190 ، چاپ گراورى به خط مرحوم طاهر خوشنويس مراجعه فرماييد . ( 32 ) . بخشى از آيه 6 سوره تحريم .