عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
227
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
120 - تميم بن جميل همچنين قاضى تنوخى گفته است : در يكى از كتابها ديدم كه احمد بن ابى دؤاد « 18 » مىگفته است : هرگز مردى جز تميم بن جميل را نديدهام كه مشرف بر مرگ باشد ولى مرگ او را به خود سرگرم نكرده باشد و از آنچه كه بايد بگويد باز نداشته باشد تا آنجا كه سخن خود را بگويد و خداوند متعال او را نجات دهد . احمد بن ابى دؤاد مىگفته است من خود او را مقابل معتصم ديدم ، كه سفره چرمى براى كشتن او گستردند و تيغ را از نيام بيرون كشيدند . تميم مردى تنومند و بسيار زيبا بود . معتصم دوست مىداشت در آن حال او را به سخن گفتن وادارد تا ببيند ظاهر زيباى او با حالات درونى او چگونه است ، بدين منظور معتصم به او گفت سخن بگو ، تميم گفت : اينك كه امير المؤمنين اجازه فرمود ، مىگويم ، نخست ستايش خداوندى را سزاست كه « الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طِينٍ » ، « ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ » . « آنكه نكويى كرد به هرچيزى كه آفريد آن را ، و آغاز فرمود آفرينش آدمى را از خاك و سپس نسل او را از بيرون آوردهاى از آب سست خوار قرار داد » . « 19 » اى امير المؤمنين خداى شكاف و شكستگى دين را به تو جبران فرمايد و پريشانى مسلمانان را با تو به سامان رساند ، همانا گناهان زبانها را گنگ و دلها را تهى كرده است . و به خدا سوگند مىخورم كه گناه بزرگ است و حجتى باقى نمانده است و گمان بد شده است و چيزى جز عفو و گذشت تو باقى نمانده است و سپس اين ابيات را خواند . « مرگ را مىبينم كه ميان شمشير و اين سفره چرمين در كمين است و به هرسو مىنگرم مرا زير نظر دارد . گمان بيشتر من اين است كه تو امروز كشنده من خواهى بود و چه كسى است كه بتواند از آنچه خداوند مقدر فرموده است بگريزد . چه كسى در حالى كه شمشير مرگ برابر چشمش كشيده باشد مىتواند عذر و برهانى آورد . بىتابى من از اين نيست كه مىميرم زيرا به خوبى مىدانم مرگ چيزى است كه به هنگام
--> ( 18 ) . در متن به صورت اشتباه ابى داود چاپ شده است كه ابى دؤاد صحيح است و پيش از اين در پاورقىها معرفى شده است . ( 19 ) . آيات 7 و 8 سوره السجدة .