عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
214
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
آرى . چند روز بعد ، پيرزنى پيش من آمد و گفت : اى سرى ! جوانى در شونيزيّه 19 است و از تو تقاضا دارد پيش او بيايى ، رفتم ناگاه همان جوان را ديدم كه بيمار بر روى خاك افتاده است و زير سرش خشت خامى است . بر او سلام دادم پاسخ داد و چشم گشود و گفت : اى سرى ! آيا خيال مىكنى جنايات گذشته جبران و آمرزيده مىشود ؟ گفتم : آرى ، پرسيد : كسى مثل من هم آمرزيده مىشود ؟ گفتم : آرى ، گفت : من غريقام ، گفتم خداوند نجاتدهنده غريقان است ، گفت : بر عهده من مظالمى است ، گفتم در خبر آمده است كه به روز قيامت توبهكننده را همراه مدعيان او مىآورند ، به آنان گفته مىشود دست از او برداريد كه خداوند متعال به شما عوض مىدهد . گفت : اى سرى چند درهمى از فروش دانههاى خرمايى كه از راه پيدا كردهام همراه من است ، چون مردم با آن چيزهاى مورد نياز را بخر و مرا كفن كن و خويشاوندانم از مرگم آگاه نشوند كه مبادا كفن مرا از مال حرام تغيير دهند . سرى مىگويد : اندكى پيش او نشستم ، چشمهايش را گشود و اين آيه را خواند : « لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ » « 20 » ، « براى مانند اين بايد عمل كنند عملكنندگان » . بلافاصله درگذشت ، من آن درهمها را برداشتم بيرون آمدم و هرچه مورد نياز او بود خريدم و پيش او برگشتم . ديدم مردم شتابان مىدوند ، پرسيدم : چه خبر است ؟ گفتند : يكى از اولياى خدا درگذشته است مىخواهيم بر او نماز گزاريم ، من او را غسل دادم و به خاك سپردم . مدتى پس از آن خويشاوندانش كسى را فرستاده بودند كه خبر او را بگيرند ، به آنان خبر مرگش را دادم ، زنش گريان آمد و خبر را به او گفتم ، از من خواست گورش را نشانش دهم ، گفتم : بيم آن دارم كه كفن او را تغيير دهيد ، گفت : نه به خدا سوگند ، من گور را به او نشان دادم گريست و فرمان داد دو گواه حاضر آيند ، چون دو گواه را آوردم نخست كنيزكان خويش را آزاد ساخت و املاك خود را وقف كرد و اموال خويش را صدقه داد و كنار گور او ساكن شد تا درگذشت . « 21 »
--> ( 20 ) . آيه 61 سوره الصافات . ( 21 ) . اين داستان عبرتآموز را فريد الدين عطار در تذكرة الاولياء ، ص 249 ، ج 1 با تفاوتهاى اندكى كه صحيحتر هم به نظر مىرسد آورده است ، از جمله آنكه سرى سقطى در بغداد موعظه مىكرده است و احمد بن يزيد از نديمان خليفه عباسى بوده است و سرى راه شريعت و طريقت را براى او بازگو كرده است .