عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
201
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
ابن عباس به او گفت ، يا يكى از كسانى كه پيش ابن عباس بود چنين گفت كه اى كاش پدر و مادرت يا يكى از آن دو زنده مىبودند - تا براى تو آمرزشخواهى و دعا مىكردند . ابن ابى الزناد كه راوى اين داستان است مىگويد : هشام بن عروه مىگفت : آن ياران پيامبر ( ص ) همگى اهل پارسايى و ترس از خدا و به دور از تكلف و گستاخى نسبت به خدا بودند . اما اگر امروز نظير آن زن پيش ما آيد گروهى سفله و احمق و متكلف بدون علم و دانش را خواهد يافت . « 4 » 100 - جوان سرگرم به لهو و لعب امام ابو الحسن بطائحى « 5 » با اسناد خود از ثابت بنانى « 6 » روايت مىكند كه مىگفته است : صلة بن اشيم همه روزه براى عبادت به گورستان مىرفت و آنجا به عبادت مىپرداخت ، و از كنار جوانانى مىگذشت كه به لهو و لعب سرگرم بودند . صله به آنان مىگفت : به من بگوييد اگر گروهى آهنگ سفرى داشته باشند روزها از حركت خوددارى كنند و شبها بخوابند چه هنگامى سفر آنان پايان خواهد پذيرفت ؟ و همه روز همچنانكه از كنارشان مىگذشت آنان را اندرز مىداد . روزى كه از آنجا گذشت و همين سخنان را گفت ، جوانى از ميان جوانان گفت : اى ياران ! به خدا سوگند كه مقصود او ماييم كه به روز سرگرم بازيچهايم و به شب مىخوابيم آن جوان از پى صله حركت كرد و همواره با او به گورستان مىرفت و به عبادت مىپرداخت تا درگذشت ، خدايش رحمت كناد . « 7 »
--> ( 4 ) . درباره چاه يا تنورى كه در اين داستان آمده است جسته و گريخته مطالبى در ترجمه تفسير طبرى ، ص 97 ، ج 1 ، چاپ مرحوم يغمايى و تفسير كشف الاسرار ميبدى ، ص 298 ، ج 1 چاپ مرحوم على اصغر حكمت و تفاسير ديگر اشاراتى آمده است ولى اين داستان را بدينگونه در منابع مورد دسترس كه مراجعه كردم نيافتم . ( 5 ) . ابو الحسن على بن عساكر بطائحى متولد به سال 490 و درگذشته به سال 572 از قاريان معروف عراق است كه كتابى هم در قرائات تأليف كرده است ؛ به معجم المؤلفين عمر رضا كحاله ، ص 150 ، ج 7 مراجعه فرماييد . ( 6 ) . ثابت بنانى از محدثان بزرگ قرن دوم هجرى و درگذشته به سال 127 است ؛ به ميزان الاعتدال ذهبى ، ص 362 ، ج 2 مراجعه فرماييد . ( 7 ) . صلة بن اشيم از پارسايان قرن اول هجرى است كه در آغاز حكومت حجاج در جنگى كشته شده است شرح برخى از كرامات او و داستان فوق بىكاستى و فزونى در صفة الصفوة ابن جوزى ، ص 139 ، ج 3 ، چاپ حيدرآباد دكن آمده است .