عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

192

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

جوانى بسيار زيبا و درخشان چهره بودم ، همچنان‌كه مست بىخبرى خويش بودم بيمارى را ديدم كه بر كنار راه افتاده بود ، نزديك او رفتم و پرسيدم : آيا به چيزى اشتها دارى ؟ گفت : آرى انار مىخواهم ، رفتم براى او انار آوردم همين كه آن را مقابل او نهادم چشم به سوى آسمان گشود و گفت : خداوند توبه نصيب تو فرمايد . آن روز را به شام نرساندم كه دلم از همه بازيچه‌ها كه در آن سرگرم بودم بازماند و دگرگون شد و بيم از مرگ مرا فروگرفت ، از آنچه داشتم خود را بيرون كشيدم و آهنگ حج كردم ، شبها راه مىپيمودم و روزها از بيم آنكه شناخته و مفتون نشوم پنهان مىشدم . شبى همچنانكه راه مىپيمودم به گروهى رسيدم كه كنار راه باده‌نوشى مىكردند ، آنان همين كه مرا ديدند دست بداشتند و مرا نشاندند و بر من خوراك و باده عرضه كردند ، گفتم : بايد به آبريزگاه روم ، غلامى را همراه من كردند تا آبريزگاه را به من نشان دهد . چون از ايشان دور شدم به غلام گفتم : بازگرد كه من از تو آزرم دارم و چون او بازگشت در بيشه‌زارى افتادم ناگاه جانور درنده‌اى ديدم ، گفتم : بارخدايا ! تو خود مىدانى كه من چه چيز را رها كرده‌ام و از چه جهت بيرون آمده‌ام ، خود شر اين درنده را از من بازدار . جانور درنده بر من پشت كرد و برفت و من به راه اصلى برگشتم و به مكه رسيدم و آنجا با گروهى ديدار كردم كه از ايشان بهره‌مند شدم و از جمله ايشان ابراهيم بن سعد علوى بود . « 41 » 96 - ابو الفضل محمد بن ناصر سلامى امام حافظ محمد بن ناصر بن محمد بن على بن عمر سلامى « 42 » مىگويد : در مدرسه نظاميه از مشايخ شافعى مذهب مىشنيدم كه مىگفتند : قرآن خود قائم به ذات است ، حروف و اصوات هم عبارات و دلايلى است كه نشان بر آن است كه قرآن كلام قديم و قائم به ذات است . از اين سخنان در دل من چيزى حاصل شد كه معتقد به عقيده آنان و با سخن ايشان

--> ( 41 ) . ابراهيم بن سعد علوى حسينى از مشايخ بزرگ صوفيه و از مردم بغداد است و استاد ابو الحارث اولاسى ؛ براى اطلاع بيشتر درباره او و اولاسى به طبقات الصوفيه خواجه عبد اللّه انصارى ، ص 81 ، به همت دكتر محمد سرور مولايى چاپ توس تهران مراجعه فرماييد . ( 42 ) . محمد بن ناصر سلامى از محدثان بزرگ قرن ششم هجرى بغداد و درگذشته به سال 550 هجرى است او را كتابى به نام الامالى در حديث است ، او استاد ابو الفرج بن جوزى بوده است ؛ به وفيات الاعيان ابن خلكان ، ص 420 ، ج 3 ، چاپ محمد محيى الدين عبد الحميد مصر مراجعه فرماييد .