عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
157
كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )
قرار مىداد كه از فزونى آمدوشد خود به آبريزگاه شرمسارم . ابن ربيع بن خثيم « 48 » است كه آرزوى حلواى خرما - افروشنه - دارد و آن را نمىچشد اين مالك بن دينار است اين فلان است و اين به همان . امير على همچنان مىگفت و مىگريست ، سپس گفت : گمان مىكنيد آن قوم خوراكهاى گوارا را نمىخواستند ؟ نه اينچنين نبود كه آنان از اين جهان فانى براى جهان باقى زهد ورزيدند و چيز اندك را در قبال نعمت بسيار فروختند و در دنياى خود صبر و شكيبايى كردند و به آنچه مىخواستند رسيدند ، آنان از اين جهان شكم تهى و گرسنه و عريان و پاى برهنه گذشتند و زمين - خاك گور - از آنان هيچ گوشت و چربى را نخورد پوستها و رگهايشان بر استخوان فرسوده و تكيده شده بود . در اين هنگام على ساعد خود را كه چون گرزى سيمين و آكنده از گوشت و چربى بود بيرون آورد و گفت : اين بدن با آن خوراكها و آشاميدنىها كه براى شما وصف كردم پرورش يافته است و اين هم در خاك همانگونه خواهد پوسيد كه بازوى آن باربر . در اين هنگام كه ما بالا سرش ايستاده بوديم بشدت گريست سپس گفت : اى غلام ! اين ابزار و آلات را بردار خدايش زشت بدارد كه چه اندازه كشنده دلها و براى آنها زيانبخش و زبونكننده است ، آنها برداشته شد و نديمان بازگشتند و او تنها ماند خدمتكاران و غلامان هم رفتند و او انديشمند هيچكس را اجازه ورود نمىداد . چون پاسى از شب گذشت مرا صدا كرد كه اى شاكر ! گفتم : امير گوش به فرمانم ، گفت : مواظب گنجينهها و آنچه در كاخ است باش كه من به پيشگاه سرور خود مىروم ، و من از كلمه سرور چنين پنداشتم كه منظور پدرش مىباشد . على در حالى از كاخ بيرون آمد كه فقط ازارى بر تن داشت كه آن را بر سر خود كشيده بود و يك جفت كفش كه پوشيده بود و گفت هيچيك از شما با شمع از پى من نيايد ، و در حالى كه غلام كوچكى همراهش بود بيرون رفت و غلامان و خدمتگزاران همگى از همراهى با او خوددارى كردند . فرداى آن شب تا پاسى از روز گذشت آن غلام را هم پيدا نكرديم ، در آن هنگام آمد و گفت : امير على به كاخ امير المؤمنين نرفت ، خود را كنار دجله رساند و به من گفت : بر جاى باش
--> ( 48 ) . از پارسايان بسيار شهره نيمه اول قرن اول هجرى كه گفتهاند به هنگام حكومت زياد بر كوفه در همان شهر رحلت كرده است . براى اطلاع بيشتر به صفة الصفوة ابن جوزى ، صفحات 36 / 31 ، ج 3 چاپ حيدرآباد ، 1356 ق مراجعه فرماييد .