عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

106

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

پرسيد : چه چيزى مرا از آن مىرهاند ؟ فرمود : اينكه با او در آن مواسات كنى ، گفت : چنين خواهم كرد . مرد بينوا گفت : مرا در آن نيازى نيست ، رسول خدا فرمود در اين صورت براى برادرت دعا و آمرزش‌خواهى كن . « 30 » 48 - ابو سفيان بن حارث ( حرث ) محمد بن عمر واقدى از سعيد بن مسلم ، از عبد الرحمان بن سابط و ديگران نقل مىكند كه : ابو سفيان بن حارث « 31 » برادر رضاعى - شيرى - رسول خدا ( ص ) و هم‌سن او بود . او را هم حليمه شير داده بود ، ابو سفيان دوست و انيس پيامبر بود ولى همين كه آن حضرت به پيامبرى مبعوث شد ابو سفيان چنان ستيزى نسبت به او ورزيد كه هيچكس آن‌چنان نكرده است ، او پيامبر و يارانش را هجو مىگفت و بيست سال در دشمنى با پيامبر ( ص ) پايدارى كرد و در هجو مسلمانان شعر سرود و مسلمانان هم او را هجو مىگفتند ، او از هيچيك از لشكركشىهاى قريش براى جنگ با پيامبر تخلف نورزيد ، ولى سرانجام خداوند متعال محبت اسلام را در دلش افكند . ابو سفيان خود مىگويد : با خود گفتم اينك كه اسلام همه جا سايه افكنده است ديگر با چه كسى دوستى كنم و همراه چه كسى باشم ، پيش همسر و پسرم رفتم و گفتم آماده شويد كه رسيدن محمد نزديك شده است . آنان گفتند : اينك پس از آنكه عرب و عجم از محمد ( ص ) پيروى كرده‌اند گاه آن رسيده است كه بصيرت پيدا كنى و حال آنكه همچنان در موضع دشمنى با اويى در صورتى كه تو سزاوارترين افراد به يارى دادن اويى ، من به غلام خود مذكور گفتم : شتابان چند شتر و اسبى فراهم آور . گويد : حركت كرديم و به ابواء رسيديم . مقدمه لشكر رسول خدا ( ص ) به ابواء رسيده بود ، من خود را به صورتى ناشناس درآوردم كه بيم داشتم كشته شوم چه پيامبر خون مرا هدر اعلام كرده بود ، ناچار حدود يك ميل پياده رفتم و مردم گروه‌گروه مىآمدند و من از بيم از راه كناره گرفتم ، همين كه رسول خدا در موكب خود آشكار شد ، خود را روياروى ايشان قرار دادم ، همين كه

--> ( 30 ) . اين موضوع با اندك‌تفاوتى به نقل از حضرت صادق ( ع ) در اصول كافى كلينى ( ره ) ، ج 2 ، ص 262 و به نقل از آن در بحار الانوار ، ص 13 ، ج 72 ، چاپ جديد آمده است . ( 31 ) . ابو سفيان پسر حارث بن عبد المطلب و پسرعموى رسول خدا ( ص ) و شاعرى خوش‌ذوق بوده است ، ابن اسحاق مرثيه‌اى از او در رحلت پيامبر آورده است به اسد الغابة ، ص 214 ، ج 5 مراجعه فرماييد .