سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
84
قواعد السلاطين ( فارسى )
والى شام و حاكم يمن و پادشاه روم از وجه حسد به عداوتش كمر كين بسته ، از براى آنكه هريك دعوى سخاوت مىنمودند و لاف جوانمردى و ريزش مىزدند ، ذكر محامد حاتم بر زبان اهل زمان ، بيشتر جارى و فاشى ، و آوازهء جود و كرمش در همهء اطراف و اكناف عالم ، سارى و جارى بود . نظم ابرِ دريا دل ز دستِ جودِ او در انفعال * نامِ « 1 » عالم زيرِ پاىِ همّتِ او پايمال پس هريك از ايشان به عنوانى با او سلوك مىنمودند و والى شام ، ارادهء آزمايش و امتحان او كرد . كس ارسال نموده ازو صد شتر سرخ موى سياه چشم بلند كوهان طلب كرد كه امثال آن شتران در وادى عرب ، نادر و كم بود . چون يافت مىشد ، بىنهايت قيمت داشت . چون رسول به حاتم رسيد و ابلاغ رسالت نمود ، حاتم ، دست بر سينه گذاشته در جواب ، سمعا و طاعة تلقّى نمود . بيت به هرچه امر بُوَد چاكريم و دولتخواه * به هرچه حكم بُوَد بندهايم و خدمتكار پس ، رسول را به منزل خوب نزولش فرمود و اسباب عشرت و ضيافت كه فراخور حالش بود مهيّا گردانيد ، و حكم نمود كه در قبايل عرب منادى كردند كه : هر كه مثل اين چنين شترى آورد ، به قيمت تمام خريدارى مىنمايم و در ماه ديگر قيمتش را مىرسانم . به اين نوع ، صد شتر قرض نموده ، براى والى شام ، ارسال كرد . چون آن ملك به اين معنى اطّلاع يافت ، انگشت تعجّب به دندان تحيّر گزيد و گفت : اين اعرابى را آزمايش نموديم ؛ از براى ما خود را در دام بليّهء قرض افكند . همان شتران را امتعه مصر و شام بار كرده ، به دست همان رسول داده فرستاد . چون
--> ( 1 ) . در اصل لفظ ديگرى بوده كه محو كرده و « نام » نوشتهاند . به هرروى ، لفظى چون « جمله » در اينجا مناسبتر به نظر مىرسد .