سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
81
قواعد السلاطين ( فارسى )
حقّ تعالى مىفرمايد كه : وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ « 1 » يعنى : هركه بخل ورزد ، پس به درستى كه بخل نمىورزد مگر از براى نفس خود . پس ، بايد كه شاخ نيشكر سخاوت ، در قنّادخانهء فتوّت ، بر وفاق مذاق اهل مروّت ، بر طبق بذل و ريزش گذارده تا ازهار اظفار بر اغصان اناملش شكفته ، نهال عزّت بوستان نهاد به تصرّف باد شمال حضرت ذو الجلال از برايش گشاده ، به سرير مكرمت رفعت در بهشت تمكّن يابد . در خبر است كه : شخصى به خدمت حضرت ثانى اوصيا ، حسن مجتبى - عليه السلام - رقعهاى نوشت . آن حضرت ، اخذ آن رقعه ننموده بيان فرمود كه : حاجتت رواست . آن شخص به عرض رسانيد كه : ملاحظهء رقعه نمىفرماييد ؟ فرمود : چون آن خوانده شود ، موجب مذلّت گردد و جناب الهى مرا ازين سؤال فرمايد . پس ملاحظه نماييد كه چون جناب حضرت امام مطالعهء آن مىفرمود ، آثار ذلّت و خوارى در ناصيهء او ظهور مىيافت ، از خوف عتبهء ايزدى بدون ايصال استخفاف متعرّض انجاح مطالبش گرديد ؛ پس جمعى كه به معرض ايذا مؤمنان درآمده ، ارادهء عدم وصول عطاى ديگرى به احدى داشته باشد كه ادون از بخل است ، پس چه در عرصات قيامت متوجّهش گردد . منقول است از مشعلهافروز خيل انبيا ، محمّد مصطفى - صلّى اللّه عليه و آله النجباء « 2 » - كه : خلايق به چهار صنف ، انقسام يافتهاند : سخى و كريم و بخيل و لئيم ؛ اما سخى آن گشته كه خود اكل كند و عطيّه نمايد ؛ و كريم آن آمده كه خود نخورد و اعطا نمايد ، و بخيل آن گرديده كه خود بخورد و عطيّه نكند ، و لئيم آن بود كه خود نخورد و به كسى عطيّه ننمايد . و نيز منقول است كه : شحيح ، كسى است كه از مال غير بخل ورزد ، و اين نوع ،
--> ( 1 ) . محمّد / 38 . ( 2 ) . س : الأنجباء .