سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

74

قواعد السلاطين ( فارسى )

صوابش عدول ننمودى . شعر ازو تازه بُد گلشنِ خسروى * به بازوىِ او پشتِ لشكر قوى وقتى صاحب خبران به دهليز سامعهء سلطان رسانيدند كه سپهسالار شما از جادهء فرمانروايى انحراف خواهد نمود ، به سبيل عناد و عصيان و طريق سركشى و طغيان مسلوك خواهد داشت ، و از غايت غرور به سر منزل نكول خواهد شتافت ، و اوج اعتلاى مراتب بندگى را به حضيض خصومت و نزاع خواهد رسانيد ، پيش از آن‌كه صورت عصيان از قوّه به فعل رسد ، به تدارك و تلافى او اشتغال بايد نمود . بيت علاجِ واقعه پيش از وقوع بايد كرد * دريغ سود ندارد چو رفت كار از دست خسرو ازين سخن انديشه‌مند گرديده گفت : اگر او عنان عزيمت از وجه مخالفت به طرفى از اطراف مملكت بگرداند ، بسيارى از اعيان لشكر و سران سپاه با او راه موافقت پيش گيرند ، و يمكن كه از آوازهء ياغى شدن او قصورى در اركان ملك پديد آيد ، و از ياغى و طاغى گشتن او فتورى به قواعد سلطنت راه يابد . بيت مبادا برآرد [ 46 ] به بيداد سر * كه در ملك پيدا شود شور و شر به بعضى از خواصّ دولت و مشيران مملكت در اين باب مشاورت نموده ، رأى همگنان بر آن اتّفاق يافت كه او را به حبس و قيد مبتلا بايد ساخت . خسرو بر حسن تدبير ايشان آفرين فرمود و روز ديگر آن امير را طلب نموده ، مرتبه‌اى برتر از معهود نشانيد ، و محامد و مفاخر و سير ستوده و خصلتهاى پسنديدهء او را ذكر نمود ، و از