سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
67
قواعد السلاطين ( فارسى )
دست آورد و گاهى به زر و گوهر چون تاج سرافراز گرديده ، و زمانى در چمن مملكت ، سر عدالت به فلك دوّار برافرازد كه ذريعهء تمتّع و تلذّذ ازين به حصول مىپيوندد كه رفع تنازع به وقوع رسد ، و اين وسيله تناعم و تنعّم خود باشد ؛ چون عرض كه ملازم جوهر است ، و لازم تابع ملزوم . مطلب اقصا ازين تخصيص و ترجيح و تفضيل آن آمده كه در اعصار ايالت به حسن سياست خرد و راى و ترشيح عدل و فيض باران احسان و تهديد تيغ برق درخش و علوّ همّت ملكبخش ، مصالح جهانى ساخته و رايت دين حق افراخته گردد كه چون مستحقّ دولت چند روزه گشته ، سامان مملكت جاويد وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ وَ أَبْقى « 1 » به دست آورده و آنكه غبوق « 2 » سعادت مجازى به صبوح « 3 » دولت حقيقى متّصل ساخته ، درين عالم از عمر و سلطنت برخوردارى بيند ، و در آن [ 40 ] جهان ، تقرّب حضرت بارى مشاهده نمايد . و اين مقدّمه به رعايت كلّيات فضايل و جزئيات مآثر ، كه به جزئيّات پادشاه تأييد يافته و به اصرار آن اهتزاز نموده ، امّا از جملهء كليّات فضايل بارى تعالى ، ذات همايون پادشاه آمده كه هميشه كامروا و دولتيار باشد كه منبع انواع شامله گرديده ، از سيرت عدالت كه حافظ سلسلهء موجودات ، و رادع ، يعنى زايل فساد جهانيان است ، تمتّع جويد ، و ذات همايونش محفوظ حراست ازلى [ و ] محظوظ سعادت لم يزلى باد و دست مدّت دولت روزافزونش به تقويت عطاى كبرى ، دامنشمار زمانه گيراد !
--> ( 1 ) . اعلى / 17 . ( 2 ) . س : غيوق . غبوق : شراب شامگاهى است ، مقابل صبوح ( - شراب بامدادى ) . ( 3 ) . س : صبوح .