سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
58
قواعد السلاطين ( فارسى )
مروى است كه اعرابى به خدمت رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - استدعا نمود كه : تعليم چيزى به من فرماى كه سبب دخول بهشت باشد . فرمود : آنچه صورت مطلوب خود را در مرآت خاطر نقش بستهباشى كه مردمان چهرهنماى آن به جهتت شوند ، تو متوجّه آن گشته از براى ايشان به صفحهء ظهور رسانى ، و آنچه در لوح ضميرت نقش اكراه و قبايح نگاشته كه از برايت صدور نيابد ، از جهت ايشان نپسنديده ، از براى ايشان به عرصهء وقوع نرسانى . و عدل از عسل شيرينتر آمده ؛ چنانچه از حضرت امام به حقّ ناطق ، جعفر صادق - عليه السّلام - سمت نقل يافته كه : « عدل ، اشهد از عسل « 1 » ، و الين و ملايمتر از موم ، و اعطر از مشك باشد » . و پادشاه بايد كه به ده خصلت آراستگى داشته از خود مسلوب نسازد و عدول از فنون آن عشرهء كامله ننمايد تا كه چون غنچه در دو جهان شكفته ، از نسايم فيض الهى خرّم و خندان بوده ، از عمر تمتّع يابد : اوّل ، بر حصول مقاصد و مطالب جهانيان به عين عنايت او مضبوط و در انجاح حاجات محتاجين ، ساعى و محظوظ بوده باشد . [ 30 ] دوم ، از ذمايم و بدى مبرّا گرديده ، از ظلم محترز باشد . سيم ، ابواب انواع احسان و عواطف بر خلقان گشاده دارد . چهارم ، رفع مضرّت اقويا از ضعفا و رعايا و زيردستان نمايد . پنجم ، فرمانروا باشد و زمام مصالح اكابر و كهان ، و نظام مناهج ايمان به يمن راى معدلت او منوط بوده ، به غير حواله ننمايد . ششم ، از غفلت و بيهوشى سلطنت به هوش آمده ، افاقهء تامّ را شعار خود سازد . هفتم ، حليم و صاحب وقر بوده و روايح اخلاص از فحاوى او فايح ، و آثار انوار
--> ( 1 ) . « إنّ العدل أحلى من العسل » ( كافى ، ج 1 ، ص 542 ) .