سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
37
قواعد السلاطين ( فارسى )
دوندهء طاعت يُسَبِّحُونَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لا يَفْتُرُونَ « 1 » دوانيده ، و فتحنامهء عنديّت وَ مَنْ عِنْدَهُ لا يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِهِ « 2 » بر منبر وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ « 3 » برخواندهاند . پس ، چون انسان ، شهوت و غضب را مطيع و مغلوب عقل سازد ، و به ميدان وسيع اخلاق حميده شتابد ، و از ذمايم اخلاق تبرّى جويد ، مرتبهء عليّهء ايشان از ملايكهء كرام ، اعظم آيد ؛ و اگر عقل را مغلوب غضب و شهوت نمايد ، رتبهء خود را از حيوانات بهيميه پستتر « 4 » اندازد و انسان از روح و بدنى خلقت يافته كه آن روح به عقل و نفس تسميه پذيرفته ، چنانچه در قرآن مجيد فرموده كه اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى « 5 » و اين آيه دليل قاطع آمده كه روح قدسى در خلال بدن اندراج نپذيرفته و سلطان مملكت بدن گشته و به روح حيوانى تعلّق يافته ، و اين روح به بدن به حكمت ربّانى اعتلاق و ارتباط نفوس انسانى با ابدان و قواى جسمانى مبيّن و مفهوم شد و تأثير هريك بر ديگرى معيّن و معلوم ، چنانچه انتظام امور بدن به حسن ايالت و عدالت نفس منوط گشته ، حركت نفس در اكتساب كمال ، به آلت بدنى مربوط تواند بود تا به غايت نصاب كمال مقدّر شتابند . پس بايد كه انسان ، خود را از رذايل اخلاق به اخلاق مرضيّه رساند ، و افسر زيادهسرى و عجب و تكبّر را از سر بيفكند و از خطّ فرمان ادب ، پا بيرون نگذارد . كمند اطاعت بندگى و طوق سرافكندگى بر ميان جان بسته ، بر گردن استوار گرداند و به بهانهء خداستايى ، سوداى خودستايى از سر اندازد تا كه مرتبهء نيايش يگانه ايزد سخنآفرين و برازندهء « 6 » هفت سقف چرخ برين ، و ستايش بهترين اوّلين و آخرين و آل
--> ( 1 ) . انبياء / 20 . ( 2 ) . انبياء / 19 . ( 3 ) . بقرة / 30 . ( 4 ) . س : يستر . ( 5 ) . زمر / 42 . ( 6 ) . كذا درس . شايد : برآرنده .