سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

216

قواعد السلاطين ( فارسى )

از ترجمهء الفاظ امير المؤمنين - عليه السلام - اين جواهر نثار لؤلؤ نظار « 1 » به نوك قلم الماس رقم سفته شد : « 2 » هركه عيب خود ديد ، غافل شد از عيب ديگران ؛ هركه شمشير جور بركشيد ، هم بدان كشته شد ؛ « 3 » و هركه براى برادر مؤمن خود چاهى كند ، ناچار « 4 » در آن افتاد ؛ و هركه هتك پردهء ديگرى روا داشت [ 200 ] در كشف عورات « 5 » حرم خود سعى كرد ؛ و هركه بر مردم تكبّر كرد ، خوارى يافت ؛ و هركه سفاهت پيشه ساخت ، خود را هدف دشنام و سخن نافرجام گردانيد ؛ و هركه مجالست علما برگزيد ، موقّر گشت ؛ و هركه فعلى از افعال بسيار كرد ، او را بدان شناختند . و نيز فرمود : نيست با قطيعهء رحم افزونى ، و نه با بخل توانگرى ، مزيد عملها رفق است و خوشخويى ، و آفت آن حماقت و ستيزه‌جويى . هر آن كس حساب نفس خود كرد ، سودمند شد ؛ و هركه از آن غفلت ورزيد ، زيان‌زده گشت ؛ و هركه ترسيد ، امان يافت ؛ و هركس اعتبار برگرفت ، بديد ، و هرآن‌كه ديد ، دريافت ، و هرآن‌كه دريافت ، دانست . « 6 » و بدان كه ذلّ درويشى از جملهء بلاهاست ، و سخت‌تر از درويشى ، بيمارى ، و سخت‌تر از بيمارى تن ، بيمارى دل . و توانگرى از جمله نعمتهاست ؛ و فاضل‌ترين توانگريها صحّت بدن است ، و فاضل‌تر در صحّت بدن ، پرهيزگارى . پرسيدند كه : عدل فاضل‌تر است يا جود ؟ فرمود كه : عدل ، نهادن چيزهاست در

--> ( 1 ) . كلمهء « نظار » حدسى است . ( 2 ) . اين بخش ترجمه‌اى است از منتخب كلمات كوتاه امير مؤمنان ( ع ) كه در بخش كلمات قصار نهج البلاغه يا منابع ديگر آمده است . ( 3 ) . نهج البلاغة ، كلمات قصار ، شمارهء 349 . ( 4 ) . س : ناچاه . ( 5 ) . « كشف عورات » حدسى است ، اما متن حديث چنين است : « من هتك حجاب غيره انكشفت عورات بينه » ( مجموعهء ورّام ، ج 2 ، ص 40 ) . ( 6 ) . نهج البلاغة ، كلمات قصار ، شماره 204 .