سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

200

قواعد السلاطين ( فارسى )

پس ، چون حال چنين است ، كلمهء [ 184 ] إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ « 1 » را به كار بايد بست . نظم افسوس كه سرمايه ز كف بيرون شد * وز دست اجل بسى جگرها خون شد كس نامَد از آن جهان كه پرسيم ازو * احوال گذشتگان عالَم چون شد ؟ * * * آمدم با دل‌گرمى كه اگر آه كشم * العطش العطش اندر دل كوثر فكنم پس ، هركه خواهد كه درجاتش ارتفاع يابد ، و در دنيا كار او رونق به هم رساند ، و حاجت او نزد جناب ايزدى روا شود ، بايد كه بدانچه داند و تواند ، حاجت خلقان را روا كند . و در حديث آمده كه : حضرت بارى ، يارى مىدهد بندهء خود را مادام كه اعانت و يارى نمايد بندگان الهى را . بيت اگر توقّعِ بخشايشِ خدا دارى * ز روىِ لطف و كرم بر شكستگان بخشاى و ذخيرهء عقبا ، خوبى و نيكويى در دار دنيا آمده كه هرگاه به معرض تحصيل آن درآيد ، در آخرت ، گوى مسابقت از فلك دوّار گذرانيده باشد .

--> ( 1 ) . بقرة / 156 .