سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

190

قواعد السلاطين ( فارسى )

اقرباى سيّد كاينات - صلّى اللّه عليه و آله - باشند . تفحصّ نمود كه : فرقه‌اى كه تأخير از اين طايفه كرده‌اند ، قوّت آن دارند كه چون متوجّه تحصيل علم شوند ، رتبهء علما به هم رسانند . گفتند كه : بلى . سؤال نمود كه اين فرقه كه علما باشند ، مرتبهء آن دارند كه چون به معرض تحصيل درآيند ، رتبهء آن طايفه كه سادات باشند ، به حصول رسانند ؟ تقرير كردند كه : نه ، كه علما قادر به وصول درجهء سيادت نبودند . پس سلطان فرمود كه آن جمع را در تحت سادات جاى داده و سادات را تقديم به ايشان فرمودند كه بىادبى باشد كه عالم [ را ] به جمعى كه سلسله نسب را به حضرت سيّد ابرار - صلّى اللّه عليه و آله الأطهار - رسانند ، تقديم نمايند . ملاحظه فرماى كه پادشاه سنّى اين مراعات كند . پس سيّد عالمى از اصحاب فتوى كه از سلسلهء قديم باشد ، چگونه سزاوار بود كه تقديم به او جويند و دعوى افضليّت نمايند ؟ بيت اى دستِ شكوهِ تو قوى از اقبال * بر فرقِ ملك نهاده پاىِ اجلال در عهد تو درّى چو من از بحرِ هنر * حيف است به زيرِ پاىِ دوران پامال اميد واثق و تمنّاى و الهام صادق آن‌كه روايح گلزار علوم دينيّه كه در مشارق و [ 174 ] مغارب جهان انتشار يافته ، گلدستهء چمن جان و نيرنگ انفس صحبهء روان ، شمامهء انجمن فضلاى زمان گردد ؛ و اساس اين سخنان تا دوران آخر الزمان ، ملوك جهان را نصيحت باشد تا صبح محشر ، كه محو شرّ و اثبات خير ، آنجا زود متداعى اركان نشو جهانيان شود به زبانهاى مختلف . ايّام سلطنت همايون را - خلّد [ ها ] اللّه من السعود و جلّاها بأنوار الميامن إلى يوم الموعود - و مراسم اخلاص دعاى استدامت دولت و طلب استيفاى طراوت روضهء شادكامى - اهتزّت أغصانها برياح الإقبال - ثنا و آفرين گفته ، ياد نمايند ، و به اقامت و استقا [ مت ] موصوف و موسوم گردند .