سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي

187

قواعد السلاطين ( فارسى )

چيزى تمشيت نمىيابد كه ايشان سيم روىاندود بدعت و بهتان ، و تشريع قياس و استحسان را كه دستگاه دكّان‌داران بىادب و سرمايه ، و قلّابيان چهارسوى غوايت ، سالك بوند و جواهر حسنات را در رشتهء سيّئات انتظام مىدهند ، و افاعيل جميله را در كسوت قبايح بازمىنمايند كه هرظلمتى در مقابل نور و هرفاسد العقيده ، ضدّ صادق العقيده گرديده كه مبادا در دودمان مراتب عظمت سلطانيّت ، ننگى به حصول پيوندد . و هميشه مترصّد تربيت نجباى عالى مقام و سادات ذوى الاحترام و علماى عظام بودند كه شايستهء دخول سرير مجالس سلاطين طايفه باشند كه در علوّ نسب و سموّ حسب ، نهايت امتياز داشته ، در پاكى فطرت ، گوى رفعت را به فلك دوّار مىرسانيده‌اند كه شبهه « 1 » در طهارت نسب ايشان صدور نيابد ؛ و بعض معاصرين [ كه ] ازين مراتب كمال عارى باشند ، از وجه حسد و بغض اهل بيت رسول اللّه كه جبلّى ايشان بوده ، اظهار اين مراتب نمىنمايند و تا ممكن و مقدور باشند ، از وجه خباثت ذاتى به معرض نفى سلسلهء قديم درمىآيند ، و از وجه خسّت و دنائت خيال ، چشمهء زلال مشاهده ننموده ، در ظلمات جسمانى ، آب زندگانى نيافته‌اند كه چون ظهور مىيابد ، و حال آن‌كه تقديم ساداتى كه جرعهء فضل ننوشيده ، بر علما ، موجب سعادت دارين و استكمال درجهء نشأتين باشد ؛ چه حضرت جناب رسالت منقبت - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - به منطقهء گوهرفشان آورده كه « قدّموا قريشا و لا تتقدّموهم » « 2 » كه سادات را تقديم فرماييد و شما تقديم بر ايشان منماييد كه سادات برگ و بار شجرهء نبوّت و انوار ازهار روضهء پر نور رسالت‌اند . منشور مودّت اين دودمان مشرّف ، به طغراى قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى « 3 » موشّح

--> ( 1 ) . س : شب همه . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 4 ، ص 84 . ( 3 ) . شورى / 23 .